گنج

بخش ۱۰۸ - الرحمه و هو الامتنانیه و الوجودیه

۲۳ بیت
ز رحمت بشنو ار دانی معانیکه آن باشد: وجودی و امتنانی
بود آن امتنانی در تقاضاز حق عاید باستحقاق اشیاء
بکلی شیئی وسعت از ازل داشتبهر تقدیر سبقت بر عمل داشت
در آن داخل تمام ممکناتندز حق مستدعی رزق و حیاتند
خود او مستغنی از خلق جهانستجهانش محض جود و امتنان است
کمالش اقتضای رحمتی کردبر ایجاد خلایق قدرتی کرد
همان رحمت بعالم متسع شدبدون آن تمدن ممتنع شد
فرو بگرفت ذرات جهان رانمود آنگاه راه امتنان را
پس از آن کامتنانی بود و جودیشنو زان رحمتی کامد وجودی
خود آن مخصوص ارباب یقین استبآن نزدیک روح محسنین است
خود آنهم در حقیقت امتنانیستچه فیضش بر خلایق رایگانیست
بآن گر اهل دین موعد گشتندبمحض منت از ذیجود گشتند
عمل در دین ز بهر خلق سوداستنه بهر آنکه سلطان وجوداست
چه او رحمت بخلق از نیک و بد کردغضب را هم نه بهر نفع خود کرد
غضب باشد مثال تازیانهکه سازد خفته شکلانرا روانه
از آنرو خواست آه نیمشب راکه از جوش افکند بحر غضب را
اگر پر هر دو عالم از گناهستبه پیش رحمتش یک پر کاهست
ز جرم خلق رحمت کم نگرددمحیطی غرقه شبنم نگردد
کند بل منجذب دریا نمی رابه بخشد حق بآهی عالمی را
غضب هم رحمتی باشد بمختصبذوق این نکته باید یافت نز نص
صفی را بحر رحمت منجذوب کردبپاکی رجس او را منقلب کرد
ز ان رحمه‌الله قریبشمن المحسن شد آنرحمت نصیبش
خداوندا بروح پاک سجادتو روح پیر ما را کن زما شاد