بخش ۴۶۲ - الحلم
سکون و حلم جز ضد غضب نیستغضبها از حرام است و عجب نیست
کند قوت حلال از غیب یاریتو را در علم و عقل و بردباری
تو آنرارکن اخلاق و عمل دانمحاسن از حلالت ما حصل دان
حرامت مایه ظلم و شرور استحلالت منشأ خیر الامور است
نشان خیر باشد عدل و انصافتوان از عدل کردن جمع اطراف
شجاعت دست عدل اندر فنونستاز آن بینی که هر ظالم جبونست
چو عدل آمد رود ظلم و خیانتفزاید مر تو را وزن و متانت
نترسی گر جهان جنبد بجنگتنغلطد از هزاران سیل سنگت
ز طوفانها نلرزد شاخ بیدتکه نبود جز بعون حق امیدت
به ننشیند ز کس گردت بداماننباشد هم نبردت کس بمیدان
بود پس حلم معیار شجاعتوقار از حلم و صبر است از قناعت