گنج

بخش ۲۹۰ - عبدمالک الملک

۱۵ بیت
دگر بشنو ز عبد مالک الملککه او نوح است و عالم جمله چون فلک
ظهور مالکیت را بمطلقز حق بیند بکل ما سوی الحق
به بیند نفس خود را خاصه مملوکبدست اقتدارش شیئی مفلوک
در او یادب عبودیت تحققنیابد در خلوصش ره تفرق
چو دید او مالک الملک است مولیعبودیت ز بهر اوست اولی
شود از قید رقیت خود آزادکه کونینش نیاید هیچ در یاد
رسد از حق مجازاتش بتکرارکه از حق مالک‌الملک است و مختار
به ربقه اوست از مه تابماهیدهد بر هر که خواهد پادشاهی
ورا خوانند درویشان قلندرکه از هر اسم و رسمی اوست برتر
قلندر نیست در حدی مقامشبریزد هر چه شد لبریز جامش
چو تشریف بقا دادند بر دوشورا افکند وکرد آنرا فراموش
پس از آن کو ملک را حکمت آموختشد اندر کنج نادانی و لب دوخت
مپرس از من قلندر را که آن کیستخدا داند پس از هستی شد او نیست
چو سلطان دو عالم از خدا شدنهاد آنرا و در دلق گدا شد
شد ار چه خاک پایش زیب افلاکچه افلاکی چه زیبی کم شد از خاک