بخش ۴۸۶ - واسطه الفیض و المدد
شنو از واسطه فیض و مدد بازبود انسان کامل با سند باز
بود او واسطه بر خلق از حقکه نسبت بر دو سو دارد محقق
بر بط معنوی ذوجنبتین استمیانجی بین وجهین او بعین است
یک از وجهی که مطلق از دو کونستقریبالربط با سلطان عون است
دگر وجهش که با خلق اشتراکستمقید در لباس آب و خاک است
رساند فیض عالی را بسافلکشاند فلک دانی را بساحل
تو گو خطی است بینالنقطتین اوز هر یک دارد آثاری بعین او
یک آثارش وجود علم و نور استیک آثارش همه فقد و فتور است
ز آثار وجودی شاه مطلقبگفتا «من رآنی قدرأی الحق»
ز حیث ممکنیت گفت بر دلغباری گرد دم پیوسته حایل
دهم دل را باستغفار رجعتز مرآت آن زداید زنگ غفلت
باین معنی «عصی آدم» صریح استکه عصیان بهر ممکن بس صحیحست
خود امکانیت آدم راست عصیانوجوب آمد نشانش عفو و غفران
نبی معصوم از وجه وجوب استز ممکن دزد غفلت خانه روب است
بود هر غفلتی بر قدر ادراکحضور آنهم بقدر عقل چالاک
صفی یا رب ز عصیان رو سیاهستز آدم یادگار اند گناه است
ز ضعف او راست لغزشها پیاپیببخش او را که بالاصل است لاشیئی
باصل او محض فقدان و عدم بودوجود ارشد ز فصل ذوالکرم بود
کرم گر باز فرمائی عجب نیستبمعدومی که در فعلش ادب نیست
ابا این جمله فقدان و قصورممدار از رحمت ذاتیه دو رم
مرا ذاتیست ضعف و ظلم و ذلتتو را ذاتیست عفو وجود و رحمت
بخود من ظلم کردم تو کرم کننظر آنسان که کردی باز هم کن
همه عمرم بغفلت رفت و بر سهوتو بخشایندهئی العفو العفو