گنج

بخش ۳۱۷ - الغشاوه

۸ بیت
غشاوه پرده‌ئی باشد که حایلشود مرآت دل را در مشاغل
غشا خوانندش از بر دل نشیندچو آید بر بصر تاریک بیند
بدل آنهم تواندکز صدا شدصدا آن خاطره‌های ناروا شد
بود خود این صدا جز آن صدایتکه بر گوش آید آن بیمدعایت
بگوش آید اگر در ره صدائیبود رو بر قفا کردن خطائی
غشاوه هست باری از صدایتنه بر گوش آنکه آید از قفایت
صدای هر که بر اندازه اوستز نفس دون و فکر تازه اوست
غرض پیدا شود بر دل غشائیکه افتد روی مرآت از جلائی