گنج

بخش ۴۸ - التجلی

۲۳ بیت
تجلی جلوه غیب‌الغیوبستکه ظاهر نور او اندر قلوبست
تجلی ذاتیست اول به اثباتکه در وحدت تجلی کرد للذات
ظهور از ذات خود بر ذات خود کرداز آن پس جلوه در آیات خود کرد
احدیث خود آن اول ظهور استکه از هر نعت و وصف و رسم دور است
وجود محض جز ذات قدم نیستوجود ما سوایش جز عدم نیست
پس او محتاج تعین تا که ممتازبآن گردد ز شیئی ذات او باز
چه باشد وحدت او عین ذاتشبوحدت گشت ظاهر در صفاتش
بود منشأ خود این وحدت بمطلقاحد هم واحدیت را محقق
چه عین ذات باشد هستی حقز شرط ولا بشرطی هر دو مطلق
بشرط آنکه شیئی نیست با ویاحد خوانش که مطلق باشد از شی‌ء
حقایق در احد کاطلاق ذاتستبمانند شجر اندر نواه است
بنزد صوفی آن غیب‌الغیوبستتجلی جلوه او در قلوب است
تجلی کاول از ذات‌الاحد شدبسالک جلوه‌گر چون از رشد شد
خود آن ذات‌الاحد در عین وحدتتجلی کرد اندر واحدیت
محقق گوید آن را جلوه ذاتبسالک شد عیان در عین اثبات
با ینمعنی که بعد از نفی کونینشهود ذات ثابت گشت بالعین
وجود محض باشد ذات مطلقبود معدوم مطلب ما سوی الحق
چو از معدم رستی حضرت اوستعیان در عین هستی وحدت اوست
تجلی دوم اعیان اشیاءستکه ثابت در مقام علم یکتاست
شئون ذاتی این باشد که از ذاتعیان شد در مقام قابلیات
هم این باشد ز حق اول تعینبوصف عالمیت در تمکن
چو اعیان جمله معلومات اویندبعلم او اعیان بی گفتگویند
نزول این احد بر واحدیتبود با نسبت اسمای حضرت