گنج

بخش ۴۷۱ - ارشاد

۱۳ بیت
بس این نفس را شأنی عظیم استتو نشناسی که نفست بس سقیم است
خود او را با چنان لطف و شرأفتعجین داری باقسام کثافت
اگر پاکش ز قاذورات سازیباو بینی که می‌شاید بنازی
در آر از منجلاب این در صافیبظلمی کش نمودی کن تلافی
مهل معشوق خود را نزد اوباشمده کالای خود بر دزد و قلاش
بکام اژدها بینی دل آرامعجب از غیرتت گرمانی آرام
اعلنت از خدا و اولیا جویکه آری بر نجات نفس خودروی
بتأیید حق است این گرچه موقوفولی اوقات باید داشت مصروف
بکوشش آب خود را کن تو صافیکه نبود موهبت راهم منافی
رسد گر موهبت نعم المراد استوگرنه بر عمل هم اعتماد است
بود در کار امیدت فزونتربسا نادر که ماند کشت بی‌بر
صفی نبود امید و اعتمادشبجز برلطف حق در هر مرادش
تو دانی حال محتاجان مسکیناغثنی یا غیاب‌المستغیثین