بخش ۴۷۰ - النفس الرحمانی
دگر نفسی است رحمانی زرحمانوجود منبسط یعنی بر اعیان
وجود منبسط کو عام باشدبر اعیانش بعین اتمام باشد
دگر هم از هیولا کوست حاملبصورتهای موجودات قابل
مرتب اولین بر ثانی آمدشبیه او را دم انسانی آمد
که آن باشد هوای صاف ساذجحروفش مختلف سازد بخارج
حکیم از وجه عقل و نور حکمتکند تعبیر از وی بر طبیعت
بالفاضی بود تشبیه اعیانکه واقع بر نفس باشد در انسان
دلیل الفاظ باشد بر معانیدلیل اعیان بموجد هم عیانی
همه اعیان موجودات شاهدبود اندر عیان از ذات موجود
هم از افعال واسماء و صفاتشکمالاتی که ثابت شد بذاتش
دگر هر یک ز موجودات اعیانشدند از لفظ کن موجود در آن
کلمه شد بیان اندر مقامشببین در شرح اگر خواهی تمامش
بیان از نفس رحمانی بد اینجاکه از وی ما سوی اللهند احیا
بهر جا رتبهئی دارد مناسبهمان نفس است ثابت در مراتب
ز عرش و فرش و افلاک و عناصرازو دارند تأثیر و تأثر