گنج

بخش ۲۳۵ - عبدالعدل

۱۲ بیت
ز عبدالعدل گویم با تو حالیتو هم بشنو بگوش اعتدالی
بود او مظهر عدل الهیبزیر عدلش از مه تا بماهی
تجلی کرد ذات ذوالجلالشباسم عدل در عین کمالش
پس او بالحق کند تعدیل در خلقچو غرق بحر ذوالعدل است تا حلق
ز حق دارد وفا در حکم مطلقبحق هر چه ذی حق است از حق
رساندن حق جلوه بربساتینرساندن حق سبزی بر ریاحین
رساندن حق بریدن بخنجررساندن حق جنبیدن بصرصر
رساندن حق آب و رنگ بر گلدگر هم حق شیدایی به بلبل
دگر برانگبین حق حلاوتدگر بر یاسمن حق لطافت
دگر بر روز حق روشنائیدگر برلیل حق تیره رائی
ادای حق هر شئی بدینسانعدالت باشد اریابی تو آسان
تفاوتها باستحقاق اشیاءستنه جبر است این حقوق جمله بر جاست