بخش ۲۸۴ - عبدالمتعال
متعال است آن اسمی که هر جاترقی ز اوست از ادنی ببالا
ز اشیاء هر چه را باید ز پستیدهد رفعت با علی ذات هستی
مهیای علو باشد بهر قسمعلو و اعتلای اوست زین اسم
هر آنکس عبد او شد در تعلقکه این معنی در او یابد تحقق
توقف نیست او را در مقامیبود اندر علوش اهتمامی
شود حاصل مرا او را هر کمالیبود باهمت او پست حالی
نشد و اصل مقام و منظری راکه نارد در نظر عالی تری را
بود اندر شهودش اعتلائیکه قانع نیست بر حدی و جائی
رسد از طی منزلها بمقصدبآنجایی که شیئی نیست موجود
بآنجایی که اصلا طی جا وحدنیستبغیر از هستی ذاتالاحد نیست
چنان داند که این اول مقام استهزاران پله باقی تا ببام است
ورا در پله اول بود پاکجا تا پلهها بردارد از جا
غرض جائی نگیرد هیچ آرامنباشد هیچ بر آغازش انجام
از آن بر رب زدنی شد مخاطبنبی کو را تحیر بود غالب
دلیلست اینکه هستی بیتناهیستچو هست بنده شد هستی شاهی است
نباشد هستی حق را نهایتنه اول هست بودش را نه غایت