گنج

بخش ۴۶۶ - الجود

۱۸ بیت
بضد بخل هم جود است و ایثارنه ایثاری که از عجب است و پندار
صفاتی چند بر جودت منوط استنه جود است آنکه خالی زین شروطست
علو همت است اول که عالمبچشمت قدرش آید کمتر از کم
اگر ملکی دهی بر ناتوانیبود پیشت اقل از نیم نانی
دگر باشد تو را از داد حق یادکه نمعت داد و منت هیچ ننهاد
دگر امرت بشکر و حمد فرمودخود آنهم بهر اتمام نعم بود
که یاد منعم از هر نعمیت بهز حق بر عبد نی زین رحمیت به
شود نعمت ز شکر نعمت افزونبنفع عید گفت او باش ممنوع
و گر نه حق بود معطی بالذاتنخواهد سودی از عبد و عبادات
جهان را خلق محض موهبت کردنه بهر اتجار و منفعت کرد
غرض منت بجود است از لئامتز دو نان نه کرم جو نه کرامت
دگر شرط کرم باشد تواضعبهر کو دارد از جودت تمتع
دگر شرط کرم باشد که پستشنبینی و نخواهی زیر دستش
نه خدمت خواهی از وی نی تملقنه تعریف و دعا و نی ترفق
دگر شرط کرم انس است و الفتکه جود از میل باشد نی زکلفت
دگر اغماض و عفو و پرده‌پوشیهم از گفتار لایعنی خموشی
دگر در بذل دیدن خویش را پستنه صحب مال و ذی جود و زبردست
کسی جز ذات حق ذیجود نبودنه صاحب جود بل موجود نبود