بخش ۲۴۴ - عبدالحفیظ
بود عبدالحفیظ آنکو نگهداربود حقش ز سو حال و کردار
ز هر چیزیکه باشد نقص حالشنگهدارد هم از ضعف و زوالش
بحق محفوظ از هر احتمال استکه آن دو راز رضای ذوالجلالست
کند حفظ خدائی ز او سرایتبهر کس باشد او را در حمایت
نشسته تا کسی اندر حضورشنیاید نا روائی در خطورش
شود هر کس در اوقاتی جلیسشنگهدارد ز افکار خسیسش
دگر توفیق ار باشد رفیقتنشان از معنیی بدهم دقیقت
حفیظ اسمی است کاشیاءرا کماهینگهدارد ز آسیب و تباهی
هر آن شیئی است در هر رتبه موجودمگر حفظش بر او ظلیست ممدود
نگهدارد بگل طیب و تفرجنگهدارد به یم عمق و تموج
نگهدارد حرارت را با آتشنگهدارد بشمس این نور وتابش
نگهدارد فلک را بی ز استوننگهدارد ملک را محو بیچون
بدینسان حفظ هر چیزی بجایشنماید زیر دامان رسایش
کند این اسم بر هر کس تجلیجهان یابد بحفظ او تسلی