گنج

بخش ۱۹۸ - کلام آخر

۱۲ بیت
تصوف عجز و فقر و انکسار استنه اظهار علوم و افتخار است
تصوف گر قبولت شد عدم باشفزونی هل بر افزونها و کم باش
تصوف را کمال از بندگی جوز مسکینی و سرافکندگی جو
گرت دادند آنرا موهبت دانهم استعداد را دوم جهت دان
نگویم رو مرید خانقه شوولی رو پیش پائی خاک ره شو
نگویم سر مخار از ذکر و او رادولی از ما سوی الله باش آزاد
نگویم ساکن کوی مغان باشولیکن بیسکون و لامکان باش
نگویم روخراب آی از خراباتولی به این خرابی ز آن خرافات
نگویم حلقه فقر و فنازنولی رو پایی بر حلق انا زن
نگویم همزبان شو با خموشانولی شو بی‌زبان از دل خروشان
نگویم جامه تقوی بمی دهولی زان جامه گویم جام می‌به
نگویم بگذر از معقول و منقولمشو بر نقش لیک از یار مشغول