بخش ۳۵۵ - الکنزالمخفی
بود آن کنز مخفی ذات حضرتکه شد تعبیر از غیب هویت
بواطن را خود او بطن الاخیر استهم او از بطن ذات خود خبیر است
از آنرو ذات خود را خوانده کنزیکه گنج او راز دارائیست رمزی
بمخزن هر چه را باشد بهائینهان دارند از بهر غنایی
خود آن گنجی که ذات بینشان بوددر آن درهای سلطانی نهان بود
چو ظاهر شد گهرها زان برون ریختلئالی هستی از مخزن فزون ریخت
جهانرا پرز زر معدنی کردز جود خویش اشیاء را غنی کرد