بخش ۴۶۸ - مراتب النفس
تو را شرح دگر باشد مناسبهم از نفس و شئونش درمراتب
نباتی نفس کان رسم طبیعی استکمال اول از جسم طبیعی است
بسوی آنچه زو گردد تولدنماید تغذیه یابد تزاید
بپرس از نفس حیوانی که آن چیستکمال اول از جسم طبیعی است
ز حیث درک جزئیات واردتحرک بالاراده در موارد
بفهم نفس انسانی بجا ایستکمال اول از جسم طبیعی است
بسوی آن جهت کش در ظهوراتبود ادراک کلی در امورات
در آن افعال فکریه تدبربود او را بتکمیل تفکر
ز نفس ناطقه بشنو مجددکه آنهم جوهری باشد مجرد
ز حیث ماده نسبت بذاتشمجرد خواندهاند او را ثقاتش
تعلق باز او را اندر افعالفلک را خود نفوس است این بمنوال
پس ارشد نفس تحتالامرسا کنوز او دور اضطرابات معاین
شود زایل بکلی اضطرابشکه از شهوات بود آن انقلابش
خود آن بر مطمئنه گشت موسومکه هم بر اهل تحقیق است معلوم
نشد ور بر سکون تام فایضولی با نفس شهوانی معارض
بود یعنی بدفع آن مصممتعرض باشدش بروی دمادم
باین معنی یقین لوامه باشدپی دفع سواد جامعه باشد
نماید صاحب خود را ملامتز تقصیری که رفتش در اقامت
وگر یکباره ترک اعتراضشبود از جرم و نبود انقباضش
سوی شیطان و شهوات و دواعیبود بیمانعی پیوسته ساعی
مسمی دان که بر اماره گردیددل اندر دفع او بیچاره گردید