گنج

بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم

۴۴ بیت
به نام آنکه بنیاد جهان کردعیان نقش زمین و آسمان کرد
بعارف نور قلب و ذوق جان دادبیان معرفت بعد از عیان داد
به عقل آموخت ادراک حقایقزبان را ساخت بر گفتار لایق
صفی تایید از آن جان جهان یافتسر اندر راه عشقش داد و جان یافت
بخلقان وصف آن ذات و صفت کردجهان را پر ز حرف معرفت کرد
ولیکن روزگاری شد که لب رانجنبانیدم از نعتش ادب را
بیادش بس‌که بودم محو و خاموشسخن‌ها بود از یادم فراموش
چنان دل با خیالش توامان بودکه نامحرم میان ما زبان بود
بناگاه آمد از غیبم خروشی‌مگر می‌گفت در گوشم سروشی‌
کز آن شاهی که خلاق جهان استتو را توفیق دیگر همعنان است
پس از نعت رسول و جانشینشعلی و اهل بیت طاهرینش
کز آنها باز باب معرفت شدمعین معنی اسم و صفت شد
شد امر او که در شرح مقاماتبیان سازی رموز اصطلاحات
به وصف حسن آن دلدار جانیز سر گیری در این پیری جوانی
اگرچه برتر از وصف و بیان استمنزه ذاتش از نام و نشان است
نه لا در ذات او گنجد نه الابرون است از اشارت هم ز ایما
ولیکن از پی اعلام و اشعارکه هر جا جلوه چون کرده‌است دلدار
بیان کردند درویشان آگاهعلامات صحیح از منزل و راه
نمود او جلوه‌ها از حسن و قامتبه صوفی سیرتان بهر علامت
که گر دلداده‌ای را باز جویندز حسن او به پیشش باز گویند
تو گر دلداده و شوریده‌جانیبه علم و اصطلاح صوفیانی
صفی را جوی و از وی وصف او پرسشهود عارفان را مو به مو پرس
نیابی ور صفی را در زمانیطلب کن نظمش از صوفی نشانی
کنی گر زبده‌الاسرار را گوشبه عمر خود دمی ننشینی از جوش
به دستت ور که عرفان الحق آیدبه دل ابواب توحیدت گشاید
کنون در نظم این بحر حقایقز کونینم بود قطع علایق
پی تاریخ داند تا که سالکز هجرت شد هزار و سیصد و یک
به این تاریخ هم آمد مطابقکتاب حق شود بحر الحقایق
هم از عمر صفی پنجاه رفتهدر این ره با دل آگاه رفته
به عهد ناصرالدین شاه قاجارکه چون او خسروی نامد جهاندار
به رأی روشن و اخلاق نیکوعجب نبود که برد از خسروان گو
در ایران تا که این شه تاجور شدبنای ملک بر علم و هنر شد
به شهر ری که شه را پای تخت استصفی را مسکن از اقبال و بخت است
ز یزد و اصفهان و هند و شیرازچو گشتم لامکانی خانه‌پرداز
گشودم رخت عشق لاابالیبه شهری چون بهشت عدن عالی
در اینجا تا به اقبال شهنشاهشود گسترده خوان نعمت‌الله
مگر کز فقر و توحید مسلمنباشد ناقص این ملک منظم
به درویشان دعای شاه حتم استکه بر وی وصف شاهی جمله ختم است 
جهان تا هست او را بنده باشدبه عمر و عیش خوش پاینده باشد
خدایا چون بسوی تست سیرمبود تا عاقبت باشد بخیرم
گرم توفیق بخشی در مقالاتبه نظم آرم رموز اصطلاحات
به ترتیب تهجی راز گویماشارت‌ها ز هر جا باز گویم
ز توحید و مقامات و مراتبز افعال و صفات و ذات واجب
ز امکان و وجوب و قید و اطلاقز عبد و رب هم اعمال و اخلاق