بخش ۲۰۳ - العارالعظیم
دگر عار عظیم اندر ضمیرتکه شد تفسیر بر مقت کبیرت
ز نقص عهد میباشد اشارتکه هست از قول بیفعلت امارت
اگر در جمع مردان داخلی خودهمان میگو که بروی عاملی خود
بهیچ اندازهئی قابل نباشیکه گوئی آنچه را عامل نباشی
ز گفتاری که دروی نیست کردارحذر کن تا نگیرد در گلوخار
ز قول بیحقیقت نزد معبودنبد مبغوضتر ز اشیاء مردود
ز حق بر تک اینحال از متانتروا باشد که جوئی استعانت
بسا لعنت بر آن دستار و ریش استکه کذبش بر خدا و خلق و خویش است
غرض لفظی که او بیاعتبار استبه پیش اهل غیرت سخت عار است
هر آن قولی که دروی نیست افعالنباشد صاحبش را رو باقبال