بخش ۴ - الاتصال
کنون بشنو که در ضمن مقالتکنم واقف ز سر اتصالت
عیان عید باشد ذات خود رابهستی متصل ذات الاحد را
ابا قطع نظر اندر کم و بیشز تقیید وجود عینی خویش
ز حق در نفی آثارت مجالیشد ار پیدا بعین اتصالی
همانا بر کلامم بر نخوردیباین تحقیق نیکو پی نبردی
دم رحمن چون بینی در شهودتمددها کاید از شاه وجودت
بحدی تا که بینی هستی توباو باقیست بی همدستی تو
در اینجا خواست گرد افتراقتتو رفتی آمد آنمه در وثاقت
نبود او جز تو مانع این دوئی بودجدائیها زمائی و تویی بود
جدائیرا چو هشتی عین اوئینگنجد بین واحد تار موئی