بخش ۸۵ - بابالخاءالخاطر
نگردد خاطرت هرگز مکدرنیوشی از صفی تا شرح خاطر
شود بر قلب وارد ار خطاییبدون اختیار و اکتسابی
ورودش چار قسم اندر خبر دانچو ربانی بود اول اثر دان
در او از اصل تبدیل و خطا نیستکه از غیب است و با هم آشنا نیست
شود وارد بتسلیط و فتوتبدفعش نیست کس را هیچ قدرت
ز الهام ملک ثانیست حادثکه بر مفروض و مندوبست باعث
دگر نفسانی است و از هواجسدگر شیطانی آمد وز وساوس
حظوظ خویش را نفس است مایلنباشد کار او بر حق و باطل
ولی شیطان بباطل شد نهادشبود تکذیب امر حق مرادش
تمیز جمله از خیر و مخالفبسی سهل است اندر نزد عارف
شناسد گر که از رب یاسر و شستو گرز ابلیس و نفس خود فروشست