بخش ۳۴۵ - قدمالصدق
قدم کان با اضافه صدق خاستبنیکی حکم سابق بر خواص است
بخوبان حکمش از سابق جمیل استبا خیارش مواهب بس جزیل است
بنیکی کرد حق حکم متین راعباد مخلصین و صالحین را
بشارتها برایشان از کرم دادبخیر سابق و صدق قدم داد
بود صدق آنکه ز اشیاء خیر بینیخلاف است ار بچشم غیر بینی
نیابد راست بین جز راست هرگزنه چشمش جز بحق بیناست هرگز
از آن جز نیک ناید در نظرهاشود ز او هر چه ظاهر در سیرها
از آنکه صورت از معنی کند نقلبودعالم تماما صورت عقل
بود آن عقل هم مانند مرآتنماید خوب و بد را در علامات
هر آن با عقل کل عقلش کج آیدتمام قول و فعلش معوج آید
و گر با عقل یک حالش بود راستبآن مقدار حسن او هیوداست
چو در کشتی نشینی جانب بحرگمانت ساکنی تو میرود شهر
از آن خود بین خصال خود نکو دیدعیبو دیگران را موبمو دید
قدم گر صدق باشد اینچنین نیستفعالش درنظرها جز متین نیست
هم او از خلق بیند گر خطائیبپوشاند بدون مدعائی