گنج

بخش ۳۲ - الباطل

۹ بیت
ز باطل گر بپرسی جز عدم نیستعدم را هیچ وصفی در قلم نیست
همه حق است و حق عین وجود استجز او نبود که در غیب و شهود است
عدم باشد جز او یعنی که باطلز باطل هیچ بودی نیست حاصل
ز چشم دل یکی بنگر در اشیاءکه بینی نیست جز حق هیچ پیدا
همه حقند و پیدا باطلی نیستبجز موج اندرین یم ساحلی نیست
شئوناتی که می‌بینی حبابندحباب چه نکو بین جمله آبند
تو پنداری که این و آن وجودندجز او نبود وجود اینها نمودند
نکوتر بین نباشد هم نمودیبجز یک حق واحد نیست بودی
بباطل پس عدم کردیم اطلاقکه آنرا جز عدم خود نیست مصداق