بخش ۴۱۷ - المطلع
ز مطلع سالکی تا مطلع نیستز اسرار تلاوت منتفع نیست
شهود آنکه او صاحب کلام استتو را اندر تلاوت خود مقام است
کند بر وصف آن آیت مکررتجلی آنکه ایت راست مصدر
شود حق بر عبادش گفت جعفربمعنی در کلام خود مصور
تو پنداری کند اکنون تکلمولی او را نمیبینند مردم
مگر یکروز بود اندر نماز اوفتاد و کرد غش از آن نیاز او
بپرسیدندش از آنحال فرمودکه آن گوینده بر من جلوه فرمود
سخن را آنقدر کردم مکررکه دیدم قائلش را در برابر
شنیدم وز زبان او مقالاتمقالاتی که میگفتم بحالات
شهاب سهروردی گفته آندملسانش نخل موسی بوده فافهم
دگر بشنو ز من معنای مطلعکه تحقیق مطالع راست مجمع
اعم است آن ازین تحقیق و اجلیشهود حق بود در کل اشیاء
نه تنها ظاهر از وصف کلام استکه از هر وصف ظاهر بالتمام است
زهر شیئی که بینی او هویداستو زان آیت بدون لفظ گویاست
ولی مطلع که از الفاظ خاص استاز آنرو بر کلامش اختصاص است
که گفت از بهر آیت ظهر و بطنی استبدون حد و مطلع حرف هم نیست