بخش ۲۷۹ - عبدالاول
تو عبدالاول آنرا دان که رؤیتدر اشیاء کرد وجه اولیت
بکل شیء بیند وجه حق راکه اول گشت منشأ ما خلق را
تحقق یافت او بر اسم اولپس او خود اول الاشیاءست و افضل
خود او بر اولیت گشت لایقبطاعات و بخیراتست سابق
دگر بیند ازل را در تعلقچو بر اسم ازل یابد تحقق
شود واقف همانا بالخلیقهکه سلطان ازل شد بالحقیقه
چو خلقیت حدوثش بالعیانستازل دور از حدوث کن فکانست