گنج

بخش ۲۱۲ - عبدالسلام

۱۹ بیت
ولیی باز کو عبدالسلام استتجلی از سلامش بر مدام است
بود آنکس که حق دارد سلامتدل او را ز نقص و عیب و آفت
دگر هم اندر آشنا و علامتبود هر جا سقیمی زو سلامت
در اینمعنی گرت ذوقیست لایقنمایم باز رمزی از دقایق
خود این تحقیق مخصوص خواص استکه از حقشان در ادراک اختصاص است
حق از وصف سلامش بر علامتز هم اضداد را دارد سلامت
شد اجماع عناصر در مزاجیبهم باشند خوش بی اعوجاجی
زهم باشند بر یک حال سالمبیکدیگرنه از وجهی مزاحم
حیات خلق کین سان بر نظام استبپا زین اجتماع مستدام است
بود در یک بدن صد گونه آفتسلامت یابد از حق زان مخافت
نبود از آن سلامتهای دائمنبد چشم از نگاه خویش سالم
دگر آفات بیرونی خود افزونبود از موج بحر و ریگ هامون
بدینسان سایر اشیاء که هر یکفزون دارند هر آنی مهالک
وزد در باغ و بستان باد سختیبنادر برگی افتد از درختی
چنان هر برگ و بیخی هست محکمکه از بادی نیابد هیچ ماتم
حقش دارد سلامت ورنه بر بادشدی آن کشته‌ها از بیخ وبنیاد
هزاران کشتی از دریا بساحلرسد با آنکه بر غرق است قابل
بدینسان هر وجودی در مقامشبود سالم خود از اسم سلامش
در این معنی دهم گر داد مطلببباید بحرها گشتن مرکب