بخش ۵۲۰ - الیدان
یدان دو اسم را دان بالتقابلبود فعل و قبولت گر تعقل
یکی اندر مقام فاعلیتدگر باشد بوصف قابلیت
یکی باشد از آن دو اسم فاعلدگر اندر مقابل باز قابل
یک اندر وجوب آمد بمیزاندگر هم در مقابل حیث امکان
بامکان و وجوب اندر تقابلشد اسماء حضرت او مجمع کل
بشیطان شد ز حق توبیخ هم ذمکه در سجده چه منعت داشت ز آدم
چو دیدی کامتحان خلق و خورابدست خود نمودم خلق او را
چو دانستی که جز حق نیست فاعلهم آدم از قبول ماست قابل
غرض اسمیست اندر فاعلیتمقابل باز هم در قابلیت
هر آن اسمیست ثابت بهر فاعلبود هم بهر قابل در مقابل
ممیت و محیی اندر فاعلیتحیات و موت اندر قابلیت
بنافع منتفع را دان مقابلمتضرر باسم ضار قابل
جهان بر پا از این فعل و قبولستکه واضح بالتقابل بر عقولست
تقابل را توان هم عام کردنبفاعل منتسب در نام کردن
مقابل هم چنانکه نافع و ضاربود دیگر لطیف و باز قهار
بقابل در تقابل دان مرادفانیس و هائب و راجی و خائف