بخش ۴۰۰ - المراتب الکلیه
مراتب نزد صوفی غیر شش نیستجز این ترتیب بر دل منتقش نیست
خود این شش هست کلی از مراتببود بر وصف کلیت مناسب
یکی ذات الاحد پس واحدیتکه ثانی از مراتب شد بر تبت
سیم رتبه است ارواح مجردنفوس عامله پس رابع آمد
که موسوم از عوالم بر مثال استدگر ملکوتش ار خوانی مجال است
به پنجم عالم ملک و شهادتکه ناسوت است بینقص و زیادت
ششم گشت از مراتب کون جامعکه انسان است و حق در عین واقع
بمعنی مجلی کل مجالیبصورت جامع آنذات عالی
مجالی پنج و شش باشد مراتبیکی از سته باشد ذات واجب
بذات او جلوهگر شد در مجالیبآثار جمالی و جلالی
دگر بعضی بر این گشتند قائلکه هشت است این مراتب نزد کامل
نخستین عالم ملک است از آندگر ملکوت و پس جبروت و اعیان
پس اسمای الهیه به برترصافت پاک سبحانیه دیگر
کز آن تعبیر شد بر واحدیتدگر هم بر احد از حیث رتبت
بهفتم وحدت ذات الهیبهشتم ذات حق بیتناهی
صفی خود هفت داند این مراتبشهادت را بود اول مناسب
که آنملک است و در ثانی مثال استسیم ملکوت کارواح از کمال است
دگر جبروت و اعیانست و اسمابهفتم ذات حق بحت یکتا