گنج

بخش ۲۰۱ - العالم بکسراللام

۱۴ بیت
شنیدی چون ز عارف داستانیز عالم گوش کن نیکوبیانی
بود عالم کسی کورا الهیز هر چیز آگهی بخشد کماهی
ز راه و منزل و احکام دینشنه از کشفی که از راه یقینش
بود این هم همان معنی عارفکه از عرفان علمی اوست واقف
تفاوت در همان علم و شهود استکه این دانا و آن بینابه بود است
همان علمی که عارف را عیانستبعالم آشکارا از بیان است
بدینسان عالمی را گر تو عارفبخوانی نیست از وجهی مخالف
ز راه کشف عارف مطلع گشتحجاب از چشم قلبش مرتفع گشت
ز راه علم عالم با خبر شددرخت بهره بخشش بارور شد
و لیک این علم غیر از آن علوم استکه گوئی عالمش اهل رسوم است
نه رسمی عالم است آگاه ازین علمنبرده در مقامی راه ازین علم
حقیقت عالم رسمی عوام استباسم شرع او را احترام است
همانا عالم غیر از نقطه‌ئی نیستهمان یک نقطه در هر باب کافی است
کثیر آن نقطه شد از جهل جهالمعانی مبدل جمله بر قال