گنج

قصاید

شمارهٔ ۱ - در مدح ابوالحسن علی لشگریای روا بر شهریاران جهان فرمان تراشمارهٔ ۲ - در مدح ابوالمظفر فضلونبه هر چیزی بود خرسند هرکش قدر بی بالاشمارهٔ ۳ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا داد باغ را سمن و گل بنونواشمارهٔ ۴ - در مدح ابو نصر مملانتا دل من در هوای نیکوان گشت آشناشمارهٔ ۵ - در ستایش استاد قوام الدین ابوالمعالی فخرالملکتا خلد بباغ داد رونق راشمارهٔ ۶ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن امیر اجل ابو منصور و هسودانتا فزون شد مهر و بالا رفت مهر اندر هواشمارهٔ ۷ - در مدح ابونصر مملانچو بگشاید نگار من دو بادام و دو مرجان راشمارهٔ ۸ - در مدح ابوالخلیل جعفرسرخ‌گل بشکفت وزو شد باغ و بستان با‌بَهاشمارهٔ ۹ - در مدح ابوالمظفر فضلونکنون دانم که با مردم بدل میلست گردون راشمارهٔ ۱۰ - در مدح ابونصر مملانمرادی رسول آمد از نزد یاراشمارهٔ ۱۱ - در مدح ابونصر مملاننگار ناردانی لب بهار نارون بالاشمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالیسر سپهدار اران در عید نوروز و فطراگرچه من نکنم عاشقی به طبع طلبشمارهٔ ۱۳ - در مدح امیر اجل ابومنصور گویدبنفشه زلفی و سیمین برو عقیقی لبشمارهٔ ۱۴ - در مدح ابومنصوردارد آن وشی رخ و وشی برو وشی سلبشمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالمظفر سرخابشده است بلبل داود و شاخ گل محرابشمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر جستان و ابوالمعالی در عید قربانفراز ماه بتا زلف مشگبوی متابشمارهٔ ۱۷ - در مدح فضل بن قاوردکنون که شد حضری بلبل و غراب غریبشمارهٔ ۱۸ - در مدح شاه ابوالمظفر سرخابلاله داری شکفته بر مهتابشمارهٔ ۱۹ - در مدح ابونصر مملانز پی آفت هر چیز پدید است سببشمارهٔ ۲۰ - در مدح میر سید ابوالفضل جعفربن علینسیم آب بماند ببوی عنبر نابشمارهٔ ۲۱ - در مدح ابونصر مملاناگرچه جانان کسرا عزیز چون جان نیستشمارهٔ ۲۲ - فی المدیحهای میر جهانگیر چو تو دادگری نیستشمارهٔ ۲۳ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفرتا دیده سوی دوست دلم را دلیل گشتشمارهٔ ۲۴ - فی المدیحهتا ملک با شاه جستان یار و هم دیدار گشتشمارهٔ ۲۵ - در مدیحهخدایگانا جان منا بجان و سرتشمارهٔ ۲۶ - در مدح ابوالیسر سپهدار ارانسرشک ابر به کردار لؤلؤ لالاستشمارهٔ ۲۷ - در مدح شاه ابوالخلیلکاخ ملک خوبتر ز خلد برین استشمارهٔ ۲۸ - در مدح سید الوزراء عمیدالملک ابونصرنگار من به لطیفی بسان پاک هواستشمارهٔ ۲۹ - فی المدیحهملکا تنت ز جان آمده جانت از خرد استشمارهٔ ۳۰ - قصیدهایا به تیغ و قلم رنج خصم و دشمن گنجشمارهٔ ۳۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )آباد بر این بر که و این طارم آبادشمارهٔ ۳۲ - در مدح ابوالمعمرآمد نوروز و گشت مشگ فشان بادشمارهٔ ۳۳ - در مدح ابوالحسن علی لشکری در عید اضحیای نگار خند خندان یک زمان با من بخندشمارهٔ ۳۴ - فی المدیحهای خداوندی که یزدان خاصت از داد آفریدشمارهٔ ۳۵ - در مدح میر ابونصر مملانبه ابروان چو کمانی به زلفگان چو کمندشمارهٔ ۳۶ - در مدح ابوالمعمرببین آن روی اگر بر سرو بستانت قمر بایدشمارهٔ ۳۷ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )تا ز آمدن دوست بر من خبر آمدشمارهٔ ۳۸ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهرچون شمال مهرگان اندر هوا پویا شودشمارهٔ ۳۹ - در مدح ابودلف هنگام شکست دادن دشمن در قلعه نخجوانخزان ببرد ز بستان هر آن نگار که بودشمارهٔ ۴۰ - در مدح ابومنصور وهسوداندل بدو دادم که جان از روی او شادان شودشمارهٔ ۴۱ - فی المدیحهدیر آمدن شاه برآورد ز من دودشمارهٔ ۴۲ - در مدح ابومنصور و هسودانزمانه روی زمین را چو رنگ دیبا کردشمارهٔ ۴۳ - در مدح ابوالیسرهمی ستیزه برد زلف یار با شمشادشمارهٔ ۴۴ - در مدح ابوالمظفر فضلونابر آزاری بلؤلؤ باغرا قارون کندشمارهٔ ۴۵ - در مدحِ امیر ابوالحسن علی لشکریبادِ نوروزی همی آرایشِ بستان کُنَدشمارهٔ ۴۶ - در مدح عمیدالملک بونصربوستان را مهرکانی باد زر آگین کندشمارهٔ ۴۷ - در مدح ملک جستانتا زمین را آسمان پر لؤلؤ عمان کندشمارهٔ ۴۸ - فی المدیحهروی مرجانی ز چشمم دوست پنهانی کندشمارهٔ ۴۹ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهربن وهسودانهرکه جانان را بمهر اندر عدیل جان کندشمارهٔ ۵۰ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفرآن پری نشگفت اگر از خوبرویان سر بودشمارهٔ ۵۱ - در مدح ابومنصور وهسودان بن مملانتا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بودشمارهٔ ۵۲ - در مدح ابوالمظفر فضلونتا ترا گرد مه از مشک سیه پرهون بودشمارهٔ ۵۳ - در مدح ابوالخلیل جعفرگه بهار همه خلق جفت یار بودشمارهٔ ۵۴ - در مدح ابوالیسر سپهدار ارانهرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بودشمارهٔ ۵۵ - در مدح ملک جستان و ابوالمعالی قوام الدیناگر ببرد ز بستان خزان نسیم بهارشمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالفتح علیاگر بتگر چنو داند نگاریدن یکی پیکرشمارهٔ ۵۷ - در مدح ابوالحسن علی لشگریای دلارام و دل آشوب و دلاویز پسرشمارهٔ ۵۸ - فی المدیحهای کرده تیره روز معادی بتیغ و تیرشمارهٔ ۵۹ - در مدح ابوالخلیل جعفرای ماه خوش حدیث و نگار نکو کنارشمارهٔ ۶۰ - در مدح شاه ابونصر جستان و پسرش ابوالمعالی شمس الدینباد فروردین بگیتی در کند هر شب سفرشمارهٔ ۶۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان )باشد بجهان عید همه ساله بیکبارشمارهٔ ۶۲ - در مدح ابوالخلیل جعفربا ماه تو تا مشک شد برابرشمارهٔ ۶۳ - در مدح ابومنصوربتا گل رخ تو کرده از بنفشه سپرشمارهٔ ۶۴ - در مدح ابودلفبتی سرو بالا و سرو سمنبرشمارهٔ ۶۵ - در مدح ابوالمعمربتی که راستی از قد او رباید تیرشمارهٔ ۶۶ - در مدح ابومنصوربلای غربت و تیمار عشق و فرقت یارشمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالخلیل جعفربفرخ فال و خرم بخت و میمون روز و نیک اخترشمارهٔ ۶۸ - در مدح ابودلف شاه نخجوانتا بیشتر زند به دلم عشق نیشترشمارهٔ ۶۹ - در مدح ابومنصورتا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیرشمارهٔ ۷۰ - در مدح شمس الکفات ابوعلی حسنچون او بتی شمن نستاید بصد بهارشمارهٔ ۷۱ - در مدح شاه ابومنصورچون رخ معشوق خندان شد بصحرا لاله زارشمارهٔ ۷۲ - در مدح شاه ابوالخلیلچون روز بر کشید سر از قیرگون حریرشمارهٔ ۷۳ - در تهنیت عروسی گودرز و منوچهر دو فرزند ابوالحسن علی لشگری که از سلاطین شدادیان گنجه بوده استچون عروسی جلوه گر شد باغ و ابرش جلوه گرشمارهٔ ۷۴ - در مدح ابونصر مملانچون کمانم چفته دارد عشق بالائی چو تیرشمارهٔ ۷۵ - در مدح ابوالخلیل جعفر و امیر مملاندگر فکار نباشد دلم ز هجر نگارشمارهٔ ۷۶ - در مدح ابومنصوررخ چو لاله شکفته بر گل سورشمارهٔ ۷۷ - در مدح ابوالخلیل جعفرز روزنامه شاهان چنین دهند خبرشمارهٔ ۷۸ - در مدح بوعلیسرشک ابر آزاری زمین را کرد پرگوهرشمارهٔ ۷۹ - در مدح ابومنصور وهسودانشد ز فرّ ماه فروردین جهان فردوس‌وارشمارهٔ ۸۰ - در مدح ابونصرشنبه شادی و اول مه آذرشمارهٔ ۸۱ - در مدح ابومنصور وهسودانعشق دارد هر کسی را مستمند و خوار و زارشمارهٔ ۸۲ - در مدح ابونصر مملانگرد کافور است گوئی بیخته بر کوهسارشمارهٔ ۸۳ - در مدح ابوالیسر سپهسالار ارانگلستان شد چون بهار از فر ابر نوبهارشمارهٔ ۸۴ - در مدح میر ابومنصورگل شکفته نماند مگر بصورت حورشمارهٔ ۸۵ - در مدح لشگریکه را پشتی کند گردون چه باشد پشتی لشگرشمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوالیسر سپهسالارمگر نگارگر چین شده است باد بهارشمارهٔ ۸۷ - در مدح ابومنصور مملانمه نیسان برون آورد بر صحرا یکی لشگرشمارهٔ ۸۸ - در مدح ابوالیسرنگار کرد رخ من بخون دیده نگارشمارهٔ ۸۹ - در مدح ابوالمعمرنگه کن روی آن دلبر چو نقش لعبت بربرشمارهٔ ۹۰ - در مدح ابوالخلیل جعفرهم مساعد یار دارم هم مساعد روزگارشمارهٔ ۹۱ - در مدح ابوالخلیل جعفرهمیشه بد بود اندوه و درد فرقت یارشمارهٔ ۹۲ - در مدح ابونصر مملانیاقوت سرخ شد ز می از ابر در بارشمارهٔ ۹۳ - در مدح شاه ابونصر محمد در تهنیت عیداز غم هجر طراز همه خوبان طرازشمارهٔ ۹۴ - در مدح ابوالیسربهشت‌وار شد از نوبهار گیتی بازشمارهٔ ۹۵ - قصیدهخسروا بیم است کز گیتی برآید رستخیزشمارهٔ ۹۶ - در مدح ابونصر سعدبن مهدیز چین زلف مه نیکوان چین و طرازشمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر ابونصر مملانصبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف درازشمارهٔ ۹۸ - فی المدیحهنهاد روی بما دولت و سعادت بازشمارهٔ ۹۹ - فی المدیحهای آفریدگار چو تو نافریده کسشمارهٔ ۱۰۰ - در مدح ابونصر سعدبن مهدیتا مهر بر فروخت ببرج حمل چراغشمارهٔ ۱۰۱ - در مدح ابونصر مملانتا خزان آورد روی خویش سوی باغ و راغشمارهٔ ۱۰۲ - در مدح ابراهیم ابن شریفدوشم شبی خجسته بد و مجلسی ظریفشمارهٔ ۱۰۳ - در مدح ابوالخلیل جعفرای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگشمارهٔ ۱۰۴ - در مدح شمس الدین و ابوالمعالیبا درنگ از درد دل در بوستان دی داد رنگشمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگریکافور بار شد فلک و کوه سیمرنگشمارهٔ ۱۰۶ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهرگشت کوه و باغ در زیر گل بیجاده رنگشمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ابوالمعمرابر درافشان بگردون بر همی بندد کللشمارهٔ ۱۰۸ - در مدح ابونصر محمد (مملان)از پار مرا حال بسی خوشتر امسالشمارهٔ ۱۰۹ - فی المدیحهایا شهریاران پاکیزه دلشمارهٔ ۱۱۰ - قصیدهای بهنگام سخا ابر کف و دریا دلشمارهٔ ۱۱۱ - در مدح شمس الدینای مشک فشان زلفین ای غالیه گون خالشمارهٔ ۱۱۲ - فی المدیحهای میر بی نظیر و خداوند بی عدیلشمارهٔ ۱۱۳ - در زلزلهٔ تبریز و مدح ابونصر مملانبود محال مرا داشتن امید محالشمارهٔ ۱۱۴ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا شمر چون درع داودی شد از باد شمالشمارهٔ ۱۱۵ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا عدیل دوست گشتم با طرب گشتم عدیلشمارهٔ ۱۱۶ - در مدح ابومنصورتنم به گونهٔ نال و دلم به گونهٔ نیلشمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ابوالخلیل جعفرچه بود بهتر و نیکوتر از این هرگز حالشمارهٔ ۱۱۸ - در مدح ابوالیسرخیال شام فراق بتان بروز وصالشمارهٔ ۱۱۹ - در مدح عمیدالملک ابونصرنگارینا تو از نوری و دیگر نیکوان از گلشمارهٔ ۱۲۰ - قصیدهای آنکه ترا بوده بر اندام جهان دامشمارهٔ ۱۲۱ - فی المدیحهایا درفش تو باز سپید و خصم تو بومشمارهٔ ۱۲۲ - در مدح ابوالحسن علی لشگریتا جهان از گل خرم شده چون باغ ارمشمارهٔ ۱۲۳ - در مدح ابوالخلیلتا شد از گل بوستان سیمگون بیجاده فامشمارهٔ ۱۲۴ - در مدح ابوالمعمرخلاف بود همیشه میان تیغ و قلمشمارهٔ ۱۲۵ - در مدح ابوالیسرربود جان و دل من بزلف غالیه فامشمارهٔ ۱۲۶ - در مدح شاه ابوالخلیلهرکه دائم با نگار خویشتن باشد به همشمارهٔ ۱۲۷ - در مدح ابونصر مملاناگر باران نباشد در بهارانشمارهٔ ۱۲۸ - در مدح امیر ابوالفتحاگر نجست زمانه بلای خلق جهانشمارهٔ ۱۲۹ - در مدح شرف الدین ملک جستاناگر بخواهد جانم بجای دل جانانشمارهٔ ۱۳۰ - بهاریه و خطاب به ابرالا ای پرده تاری به پیش چشمه روشنشمارهٔ ۱۳۱ - در تهنیت عروسی ابوالحسن لشکریالا ای ماه مشکین‌مو به پیش آر آن می مشکینشمارهٔ ۱۳۲ - در مدح ابوالمعمرآنچه هست اندر دل من نیست کسرا در دل آنشمارهٔ ۱۳۳ - در زلزله تبریز و مدح ابونصر مملان و پسرشآن غیرت یزدان نگر و قدرت یزدانشمارهٔ ۱۳۴ - فی المدیحهآن کجا کاوس کرد او نیت جادوستانشمارهٔ ۱۳۵ - در مدح بختیار بن سلمانای ببالا بلای آزادانشمارهٔ ۱۳۶ - در مدح ابونصر مملانای جان من از آرزوی زلف تو پیچانشمارهٔ ۱۳۷ - در مدح امیر عضدالدینای جان من خریده بدیدار خویشتنشمارهٔ ۱۳۸ - در مدح ابوالحسن علی لشگریای سهی سرو روان از تو بهشت آئین چمنشمارهٔ ۱۳۹ - فی المدیحهایکام دل دوست و بلای دل دشمنشمارهٔ ۱۴۰ - در شکایت از معشوقای مرا دیدار تو جان و جهانشمارهٔ ۱۴۱ - در تعریف برکه و مدح امیر جعفراین برکه مبارک این بزمگاه میمونشمارهٔ ۱۴۲ - در مدح ابوالمعمرباد نوروزی همی بر گل بدرد پیرهنشمارهٔ ۱۴۳ - در مدح شرف الدینبتی بمهر چو لیلی بچهر چون شیرینشمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ابونصر جستانبت پیمان شکن دائم شکسته زلف چون پیمانشمارهٔ ۱۴۵ - در مدح ابومنصور وهسودانبتی چون رامش اندر می مهی چون دانش اندر جانشمارهٔ ۱۴۶ - در مدح شاه ابوالحسن و شاه ابومنصوربتی که سجده برد پیش او مه گردونشمارهٔ ۱۴۷ - در مدح امیر وهسودانبتی که لاله چند از رخانش لاله ستانشمارهٔ ۱۴۸ - در مدح امیر شمس الدین و ابوالمعالیبه زلف غالیه‌رنگی به روی آینه‌گونشمارهٔ ۱۴۹ - در مدح ابومنصوربقد سرو رسائی بزلف غالیه گونشمارهٔ ۱۵۰ - در مدح ابوالخلیل جعفربهشت عدن شد گیتی ز فر ماه فروردینشمارهٔ ۱۵۱ - در مدح امیر ابوالحسن و امیر ابوالفضلبهشت وار شد از نو بهار و بخت جوانشمارهٔ ۱۵۲ - فی المدیحهتا باد گذر کرد بگلزار و ببستانشمارهٔ ۱۵۳ - در مدح ابونصر مملانتا بپوشید بلؤلؤی ثمین باغ سمنشمارهٔ ۱۵۴ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا باد ماه آبان بگذشت در چمنشمارهٔ ۱۵۵ - در مدح امیر ابونصر و تهنیت عید فطرچه دید تشرین گوئی ز نرگس و نسرینشمارهٔ ۱۵۶ - در مدح امیر ابوالفضلچه روز است آنکه هست او را شب تاریک پیرامونشمارهٔ ۱۵۷ - فی المدیحهچه سرو است این میان بزم نازانشمارهٔ ۱۵۸ - در مدح امیر جستانحور حریر سینه کام روان حورانشمارهٔ ۱۵۹ - فی المدیحهخداوندا ترا زیبد خداوندی جهان کردنشمارهٔ ۱۶۰ - در مدح ابومنصور جستاندل ببرد از من پری روئی گرامی تر ز جانشمارهٔ ۱۶۱ - در مدح ابونصر مملاندمید لاله سیراب در بنفشه ستانشمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن وهسودانز ابرو باد آزاری بشد آراسته بستانشمارهٔ ۱۶۳ - در مدح میر ابونصر مملانشد برگ رزان زرد ز آذر مه و آبانشمارهٔ ۱۶۴ - در مدح ابی الهیجاشگفتهای جهانرا پدید نیست کرانشمارهٔ ۱۶۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگریغالیه دارد کشیده بر شکفته ارغوانشمارهٔ ۱۶۶ - در مدح ابومنصور وهسودانگر نگار من دو زلف خویش بسپارد بمنشمارهٔ ۱۶۷ - در مدح ابومنصور وهسودانکسی کش دل برد دلبر کسی کش جان برد جانانشمارهٔ ۱۶۸ - در مدح شاه ابوالحسن علی لشگریگشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودینشمارهٔ ۱۶۹ - در مدح امیر ابوالقاسم عبدالله بن وهسودانگل چو بشکفت زمین گشت پر از آب روانشمارهٔ ۱۷۰ - در مدح ابومنصور وهسودانکه بست از مشک چندین بند گرد آن گل خندانشمارهٔ ۱۷۱ - در مدح عمیدالملک ابونصرلب است آن یا گل حمرا رخست آن یا مه تابانشمارهٔ ۱۷۲ - در مدح شرف الدین و شمس الدینمجلس است این مگر بهشت برینشمارهٔ ۱۷۳ - در مدح ابونصر مملان بن وهسودانمن آن کشیدم و آن دیدم از غم هجرانشمارهٔ ۱۷۴ - در مدح ابونصر مملانمنم غلام خداوند زلف غالیه گونشمارهٔ ۱۷۵ - در مدح امیر ابوالفتحمه نیسان شبیخون کرد گوئی بر مه کانونشمارهٔ ۱۷۶ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفرمهر جانان چون روان اندر تن من شد روانشمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شرف الدین و شمس الدیننشاط دل کن و از لعل یار پروردینشمارهٔ ۱۷۸ - فی المدیحههر آنچه هست نهان از منجمان جهانشمارهٔ ۱۷۹ - در مدح شاه ابومنصور مملانهرکه را دلبند باشد مهرجوی و مهربانشمارهٔ ۱۸۰ - در مدح شاه جستان و امیر شمس الدینهلا شادی کن و می خور که بستان شد بهشت آئینشمارهٔ ۱۸۱ - در مدح ابونصر مملانهوا همی بنکارد بحله روی چمنشمارهٔ ۱۸۲ - فی المدیحهایا بهار من و عید نیکوان سپاهشمارهٔ ۱۸۳ - فی المدیحهای بفر و خرد و خوبی خورشید سپاهشمارهٔ ۱۸۴ - فی المدیحهای روی تو از چشمه خورشید سما بهشمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر جستان و امیر ابوالمعالیبتی که پیش رخ او چو میغ باشد ماهشمارهٔ ۱۸۶ - در مدح شاه ابومنصورفغان من همه زان زلف تابدار سیاهشمارهٔ ۱۸۷ - فی المدیحهآدینه و مهرگان و ماه نوشمارهٔ ۱۸۸ - فی المدیحهمرا هجران آن آهوی آموشمارهٔ ۱۸۹ - در مدح عمادالدین ابونصرایا خوشتر ز جان و دل! همه رنج دل و جانیشمارهٔ ۱۹۰ - در مدح ابونصر مملانایا سروی که سوسن را ز سنبل سایبان کردیشمارهٔ ۱۹۱ - در مدح امیر جوانشیرای آنکه تو بر ساعد اقبال سواریشمارهٔ ۱۹۲ - در مدح ابونصر مملانای ترا کرده خدا بر ملکان بار خدایشمارهٔ ۱۹۳ - در مدح شاه ابوالحسنای شکنج زلف جانان بر پرند ششتریشمارهٔ ۱۹۴ - در مدح فخرالامراء امیر ابوالمعالیای ماه شبه زلف مشک خالیشمارهٔ ۱۹۵ - فی الرثاءای میر بسان مصطفی بودیشمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابونصر محمدای نگاری که ز دل کفر و ز رخ دین آریشمارهٔ ۱۹۷ - فی المدیحهبار خدایا بسی عذاب کشیدیشمارهٔ ۱۹۸ - در مدح ابونصر مملانبتی را که بودم بدو روزگاریشمارهٔ ۱۹۹ - در مدح ابوالخلیل جعفرپوشیده مشگ ز ابر سیه چرخ چنبریشمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابونصر جستانخریدم به دل دلبری رایگانیشمارهٔ ۲۰۱ - در مدح ابونصر مملاندلا تا تو اندر هوان و هوائیشمارهٔ ۲۰۲ - در تهنیت عیددماری تو ای چشم و دل را دماریشمارهٔ ۲۰۳ - در مدح ابونصر مملاندهد روی آن سرو سیمین نشانیشمارهٔ ۲۰۴ - در مدح امیر جوانشیرروزی که تو آن زلف پر از مشک فشانیشمارهٔ ۲۰۵ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفرز بوی باد آزاری ز نقش ابر نیسانیشمارهٔ ۲۰۶ - در مدح امیر ابوالفرجغزالی شدم من ز عشق غزالیشمارهٔ ۲۰۷ - در مدح ابوالخلیلکه را مهربانی نماید نگاریشمارهٔ ۲۰۸ - فی المدیحهکمر بستند بهر کین شه ترکان پیکاریشمارهٔ ۲۰۹ - در مدح ابونصر مملان و تهنیت عید اضحیمرا به ناله و زاری همی‌بیازاریشمارهٔ ۲۱۰ - در مدح ابونصر مملانندانی درد هجر ای گل مرا زان زار گردانیشمارهٔ ۲۱۱ - در مدح ابونصر مملاننیازم ز گیتی به توست ای نیازیشمارهٔ ۲۱۲ - در مدح ابوالمظفر فضلون و شکایت از درد نقرسهرکه زو دیده بود یزدان بی فرمانیشمارهٔ ۲۱۳ - در مدح شاه ابومنصورهنری مرد نباشد بر هر کس خطریشمارهٔ ۲۱۴ - فی المدیحهبخد و قد تو ای شهره ترک کاشغری