شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگری
غالیه دارد کشیده بر شکفته ارغوانارغوان دارد شکفته بر منقش پرنیان
ارغوان هر روزه تازه تر بزیر غالیهغالیه هر روز خوشبوتر بگرد ارغوان
از جفاجوئی که هست آندلبر ناسازگاراز ستمکاری که هست آندلبر نامهربان
بر دلم باشد گمان هجر او همچون یقینبر دلم باشد یقین وصل او همچون گمان
من برنگ زعفران و او برنگ لاله برگمن بنرخ لاله برگ و او بنرخ زعفران
روی او چون گلستان و موی او چون سنبلستطرفه رسته سنبل او در میان گلستان
گر نه از دل خاست عشقش چون درآویزد بدلور نه از جان خاست مهرش چون درآمیزد بجان
از خیال روی من باشد خزان اندر بهاروز خیال روی او باشد بهار اندر خزان
گیسویش گوئی که خسرو بافته دارد کمندابرویش گوئی که خسرو آخته دارد کمان
آفتاب لشگر ایران و اران لشگریکشته زو ایران و اران خرمی را بوستان
هرکجا باشد گران از طبع او باشد سبکهرکجا باشد سبک از حلم او باشد گران
مشتری را طالع او گفت روزی مرحباآسمان را همت او گفت روزی گرم ران
آسمان هر ساعتی فخر آورد بر روزگارمشتری هر ساعتی فخر آورد بر آسمان
شاعران گنج و درم بود زو در هر زمینزائران کان گهر دارند زو در هر مکان
آن کجا گنج درم بود از ثنا بنهاد گنجآن کجا کان گهر بود از سخن بنهاد کان
گر ببینی ابر و کفش زان نیاری یاد از اینور ببینی بحر و طبعش زین نیاری یاد از آن
زان که آن گه گه سرشک افشاند این دائم گهرزان که آن گه گه بخار آهیخت این دائم روان
هرکه ناز از کین او جوید شود جفت نیازهرکه سود از جنگ او جوید شود جفت زیان
هست کوکب را شمار و نیست فضلش را شمارهست گردون را کران و نیست مدحش را کران
همت پست موالی زو همی گردد بلنددولت پیر موافق زو همی گردد جوان
ای همیشه نام تو بر نامداران نامداروی همیشه کام تو بر کامکاران کامران
تیغ تو شیریست کو را مغز باشد مرغزارتیر تو مرغیست کو را دیده باشد آشیان
هم برامش بختیاری هم بمردی کامکارهم بدانش نامداری هم برادی داستان
گر سنان گیرد عدو گردد بر او همچون زرهور زره پوشد عدو گردد بر او همچون سنان
خدمت تو راه نیکی را همیشه رهنمامدحت تو لفظ دولت را همیشه ترجمان
گر عدو باشد عیان از تیغ تو گردد خبرور ولی باشد خبر از کف تو گردد عیان
طبع شادی داری و رامش ولیکن لاجرمشادی و رامش همیشه پیش گیری هر زمان
تا بود شادی همیشه جفت با شادی بپایتا بود رامش همیشه یار با رامش بمان
در همه شهری بدست خویش بنشان شهریاردر همه مرزی ز دست خویش بنشان مرزبان