گنج

شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح ابونصر مملان و تهنیت عید اضحی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اری۳۲ بیت
مرا به ناله و زاری همی‌بیازاریجفای تو بکشم زانکه بس سزاواری
تو را به جان و تن خویشتن خریدارممرا به قول بداندیش می‌بیازاری
به جان شیرین مهر تو را خریدارمبه زلف پرچین خون مرا خریداری
نه زان عجب که تو را با جفات بگذارمکز این عجب که مرا با وفام بگذاری
اسیر عشق تو گشتم به طمع یاری توبه روی هر کس طمع آورد همی خواری
بطمع مشگ بزلف تو گر در افتد بادشود برنج و ببند اندرش گرفتاری
بجای روی تو تاری شود مه روشنبجای موی تو روشن شود شب تاری
بجعد زلف و لب لعل سینه سیمینبنفشه زاری و گلزاری و سمن زاری
برنگ زرد من و روی سرخ تو ماندترنج آذری و ارغوان آزاری
فدای سرو کنم دل که سرو بالائیفدای ماه کنم جان که ماه رخساری
چرا ز جان و دل من نگه نداری چشمچنانکه روی و لب از من نگه همیداری
بلای جان من آن نرگس سیه کار استکه داد جان و روان مرا نگونساری
من از دو چشم دو خیری بورد بنگارمتو آن دو زلف دو سوسن بمشگ بنگاری
بزلف کژ چو عهد و وفای خویشتنیبقد راست چو وعد شه جهانداری
سر سعادت و سالار فتح ابونصر آنکزو گرفت سعادت سری و سالاری
هر آنچه خلق بیندیشد او بداند پاککلید سر ضمیر است و پشت بیداری
خدایگانا جبارت از جهان بگزیدبفضل بر همه خلق داد جباری
اگر بفضل کسی ملک را سزاوار استتو ملک هفت جهان را چنان سزاواری
مخالفان را سوزنده نار بی نوریموافقان را تابنده نور بی ناری
بمستی اندر داناتری ز هشیارانبیک سخا تو در آز را بینباری
نه با هوای تو گیرد گناه من یزداننه با مدیح تو گیرد دروغ من باری
گناههای مرا و دروغهای مراکفایتی تو بدان و بدین ستغفاری
ز خلعت تو زمین پیشه کرده بزازیز خلقت تو هوا پیشه کرده عطاری
سخا ز دست تو شد در زمانه شیدائیوغا ز تیغ تو شد در زمانه متواری
کدام خصم که جانش به تیغ نگزائیکدام دوست که حقش بدست نگذاری
زمانه اسب حرون بود و کره توسنبزیر دولت تو کرده پیشه رهواری
خجسته باد ترا عید گوسپند کشانکه تو همیشه درخت خجسته میکاری
کنون کهان و مهان گاو گوسپند کشندرضای ایزد جویند از آن نه خونخواری
تو گاو بی گنه و گوسپند بی بزه رامکش بکش عدوی حضم یا گنه کاری
تو نگذری ز جهان تا بفتح و فیروزیهزار عید چنین با مراد نگذاری
همیشه تا بود از لاله کوه شنگرفیهمیشه تا بود از سبزه باغ زنگاری
سر تو بادا چون مورد برگ با سبزیرخ تو بادا چون لاله برگ گلناری