گنج

شمارهٔ ۱ - در مدح ابوالحسن علی لشگری

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انترا۱۵ بیت
ای روا بر شهریاران جهان فرمان تراهرچه باید خسروانرا داده آن یزدان ترا
هرکجا ماهی است یا ساقیست یا دربان تراهرکجا شاهی است یا بندی است یا مهمان ترا
دشت همچون محشر است از خیل گوناگون تراشهر همچون جنت است از نعمت الوان ترا
ساقیان ماهروی و چیره بر مردان ترامطربان چرب‌دست و چیره بر دستان ترا
دولت پاینده همچون گنبد گردون تراخانهٔ آراسته چون روضه رضوان ترا
هرچه باری صعب‌تر اندیشه و دشخوارتردولت و تأیید تو گرداند آن آسان ترا
آفرین خواند چو در مجلس بُوی، مجلس تراتهنیت گوید چو در میدان بُوی، میدان ترا
لشگر جنگی ترا یاران فرهنگی تراحشمت هنگی ترا فرهنگ با سامان ترا
همچو ارمن گشت خواهد نعمت شکّی تراهمچو اران گشت خواهد ملکت شروان ترا
ملک ایران نیاگان ترا بود از نخستگشت خواهد چون نیاگان ملکت ایران ترا
در نیای تو منوچهر است و نوشروان شهاباز فرزندی منوچهر است و نوشروان ترا
هم نشاط دل بیفزاید بکردار این تراهم بقای جان بیفزاید بگفتار آن ترا
باز گودرز آنکه جفت ناز دارد دل ترااردشیر آن کو عدیل کام دارد جان ترا
ملک فرزندان بدادی و بباید داد همملک فرزندان فرزندان فرزندان ترا
هرچه شاهان را بباید ایزدت داده است پاکمن نخواهم نیز الا عمر جاویدان ترا