گنج

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱بیا ای جان، بیا ای جان، بیا فریاد رس ما راغزل شمارهٔ ۲جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم تو راغزل شمارهٔ ۳ای کرده خجل بتان چین راغزل شمارهٔ ۴ای کرده در جهان غم عشقت سمر مراغزل شمارهٔ ۵تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مراغزل شمارهٔ ۶گر باز دگرباره ببینم مگر او راغزل شمارهٔ ۷از دور بدیدم آن پری راغزل شمارهٔ ۸جانا به جان رسید ز عشق تو کار ماغزل شمارهٔ ۹ای غارت عشق تو جهان‌هاغزل شمارهٔ ۱۰ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقابغزل شمارهٔ ۱۱خه‌خه به نام ایزد آن روی کیست یاربغزل شمارهٔ ۱۲خه از کجات پرسم چونست روزگارتغزل شمارهٔ ۱۳در همه عالم وفاداری کجاستغزل شمارهٔ ۱۴غم عشق تو از غمها نجاتستغزل شمارهٔ ۱۵تا دل مسکین من در کار تستغزل شمارهٔ ۱۶جرم رهی دوستی روی تستغزل شمارهٔ ۱۷دل در آن یار دلاویز آویختغزل شمارهٔ ۱۸ای به دیدهٔ دریغ خاک درتغزل شمارهٔ ۱۹رخت مه را رخ و فرزین نهادستغزل شمارهٔ ۲۰گلبن عشق تو بی‌خار آمدستغزل شمارهٔ ۲۱پایم از عشق تو در سنگ آمدستغزل شمارهٔ ۲۲کارم ز غمت به جان رسیدستغزل شمارهٔ ۲۳حسن را از وفا چه آزارستغزل شمارهٔ ۲۴معشوقه به رنگ روزگارستغزل شمارهٔ ۲۵ز عشق تو نهانم آشکارستغزل شمارهٔ ۲۶ای یار مرا غم تو یارستغزل شمارهٔ ۲۷یارب چه بلا که عشق یارستغزل شمارهٔ ۲۸هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرستغزل شمارهٔ ۲۹امید وصل تو کاری درازستغزل شمارهٔ ۳۰مهرت به دل و به جان دریغستغزل شمارهٔ ۳۱ای برادر عشق سودایی خوشستغزل شمارهٔ ۳۲کار دل از آرزوی دوست به جانستغزل شمارهٔ ۳۳عشق تو از ملک جهان خوشترستغزل شمارهٔ ۳۴عشق تو قضای آسمانستغزل شمارهٔ ۳۵هرکه چون من به کفرش ایمانستغزل شمارهٔ ۳۶مرا دانی که بی‌تو حال چونستغزل شمارهٔ ۳۷جمالت بر سر خوبی کلاهستغزل شمارهٔ ۳۸عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایستغزل شمارهٔ ۳۹هرکس که غم ترا فسانه‌ستغزل شمارهٔ ۴۰بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیستغزل شمارهٔ ۴۱دل بی‌تو به صدهزار زاریستغزل شمارهٔ ۴۲ماه چون چهرهٔ زیبای تو نیستغزل شمارهٔ ۴۳از تو بریدن صنما روی نیستغزل شمارهٔ ۴۴روی برگشتنم از روی تو نیستغزل شمارهٔ ۴۵جانا دلم از خال سیاه تو به حالیستغزل شمارهٔ ۴۶عشق تو بی‌روی تو درد دلیستغزل شمارهٔ ۴۷در همه مملکت مرا جانیستغزل شمارهٔ ۴۸مکن ای دل که عشق کار تو نیستغزل شمارهٔ ۴۹بی‌مهر جمال تو دلی نیستغزل شمارهٔ ۵۰یار با من چون سر یاری نداشتغزل شمارهٔ ۵۱باز کی گیرم اندر آغوشتغزل شمارهٔ ۵۲رایت حسن تو از مه برگذشتغزل شمارهٔ ۵۳یار ما را به هیچ برنگرفتغزل شمارهٔ ۵۴سخت خوشی چشم بدت دوربادغزل شمارهٔ ۵۵از بس که کشیدم از تو بیدادغزل شمارهٔ ۵۶مرا با دلبری کاری بیفتادغزل شمارهٔ ۵۷هرکس که ز حال من خبر یابدغزل شمارهٔ ۵۸جان ز رازت خبر نمی‌یابدغزل شمارهٔ ۵۹در دور تو کم کسی امان یابدغزل شمارهٔ ۶۰حسنت اندر جهان نمی‌گنجدغزل شمارهٔ ۶۱یار گرد وفا نمی‌گرددغزل شمارهٔ ۶۲عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آردغزل شمارهٔ ۶۳یار دل در میان نمی‌آردغزل شمارهٔ ۶۴عشق هر محنتی به روی آردغزل شمارهٔ ۶۵زلف تو تکیه بر قمر داردغزل شمارهٔ ۶۶تا ماه‌رویم از من رخ در حجیب داردغزل شمارهٔ ۶۷مرا تا کی فلک رنجور داردغزل شمارهٔ ۶۸با قد تو قد سرو خم داردغزل شمارهٔ ۶۹جان نقش رخ تو بر نگین داردغزل شمارهٔ ۷۰یار با هرکسی سری داردغزل شمارهٔ ۷۱دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شماردغزل شمارهٔ ۷۲تا کار مرا وصل تو تیمار نداردغزل شمارهٔ ۷۳به بیل عشق تو دل گل نداردغزل شمارهٔ ۷۴دلم را انده جان می‌نداردغزل شمارهٔ ۷۵آرزوی روی تو جانم ببردغزل شمارهٔ ۷۶بدیدم جهان را نوایی نداردغزل شمارهٔ ۷۷بتی دارم که یک ساعت مرا بی‌غم بنگذاردغزل شمارهٔ ۷۸عشقم این بار جان بخواهد بردغزل شمارهٔ ۷۹حلقهٔ زلف تو بر گوش همی جان ببردغزل شمارهٔ ۸۰روی تو آرام دلها می‌بردغزل شمارهٔ ۸۱صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذردغزل شمارهٔ ۸۲عشقِ تو را خرد نباید شمردغزل شمارهٔ ۸۳ای مانده من از جمالِ تو فردغزل شمارهٔ ۸۴جمالش از جهان غوغا برآوردغزل شمارهٔ ۸۵باز دستم به زیر سنگ آوردغزل شمارهٔ ۸۶حسنش از رخ چو پرده برگیردغزل شمارهٔ ۸۷هر کرا با تو کار درگیردغزل شمارهٔ ۸۸مرا صورت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیردغزل شمارهٔ ۸۹نه دل کم عشق یار می‌گیردغزل شمارهٔ ۹۰دل راه صلاح برنمی‌گیردغزل شمارهٔ ۹۱نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزدغزل شمارهٔ ۹۲جانا دهان تنگت صد تنگ شکر ارزدغزل شمارهٔ ۹۳درد تو صدهزار جان ارزدغزل شمارهٔ ۹۴از وصل تو آتش جگر خیزدغزل شمارهٔ ۹۵چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسدغزل شمارهٔ ۹۶دست در وصل یار می‌نرسدغزل شمارهٔ ۹۷دردم فزود و دست به درمان نمی‌رسدغزل شمارهٔ ۹۸هرچه با من کنی روا باشدغزل شمارهٔ ۹۹نه چو شیرین لبت شکر باشدغزل شمارهٔ ۱۰۰رنگ عاشق چو زعفران باشدغزل شمارهٔ ۱۰۱ترا کز نیکوان یاری نباشدغزل شمارهٔ ۱۰۲مرا گر چون تو دلداری نباشدغزل شمارهٔ ۱۰۳بی‌عشق توام به سر نخواهد شدغزل شمارهٔ ۱۰۴حسن تو بر ماه لشکر می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۰۵بدرودِ شب دوش که چون ماه برآمدغزل شمارهٔ ۱۰۶زلفت چو به دلبری درآمدغزل شمارهٔ ۱۰۷مرا تاثیر عشقت بر دل آمدغزل شمارهٔ ۱۰۸با روی دِلَفروزت سامان بنمی‌ماندغزل شمارهٔ ۱۰۹جانا دلم از غمت به جان آمدغزل شمارهٔ ۱۱۰عجب عجب که ترا یاد دوستان آمدغزل شمارهٔ ۱۱۱رخ خوبت خدای می‌داندغزل شمارهٔ ۱۱۲نه در وصال تو بختم به کام دل برساندغزل شمارهٔ ۱۱۳هرچه مرا روی تو به روی رساندغزل شمارهٔ ۱۱۴مرا مرنجان کایزد ترا برنجاندغزل شمارهٔ ۱۱۵حسن تو گر بر همین قرار بماندغزل شمارهٔ ۱۱۶طاقت عشق تو زین بیشم نماندغزل شمارهٔ ۱۱۷درد تو دلا نهان نماندغزل شمارهٔ ۱۱۸در همه آفاق دلداری نماندغزل شمارهٔ ۱۱۹عشق تو ز دل برید نتواندغزل شمارهٔ ۱۲۰گل رخسار تو چون دسته بستندغزل شمارهٔ ۱۲۱آن شوخ دیده دیده چو بر هم نمی‌زندغزل شمارهٔ ۱۲۲هرکرا عشقت به هم برمی‌زندغزل شمارهٔ ۱۲۳هرچ از وفا به جای من آن بی‌وفا کندغزل شمارهٔ ۱۲۴نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کندغزل شمارهٔ ۱۲۵گر وفا با جمال یار کندغزل شمارهٔ ۱۲۶معشوق دل ببرد و همی قصد دین کندغزل شمارهٔ ۱۲۷جان وصال تو تقاضا می‌کندغزل شمارهٔ ۱۲۸دل به عشقش رخ به خون تر می‌کندغزل شمارهٔ ۱۲۹حسن تو عشق من افزون می‌کندغزل شمارهٔ ۱۳۰یار در خوبی قیامت می‌کندغزل شمارهٔ ۱۳۱زلفش اندر جور تلقین می‌کندغزل شمارهٔ ۱۳۲عالمی در ره تو حیرانندغزل شمارهٔ ۱۳۳گرد ترا دل همی چنان خواهدغزل شمارهٔ ۱۳۴یارم این بار، بار می‌ندهدغزل شمارهٔ ۱۳۵هرکه دل بر چون تو دلداری نهدغزل شمارهٔ ۱۳۶دوش آنکه همه جهان ما بودغزل شمارهٔ ۱۳۷من آن نیم که مرا بی‌تو جان تواند بودغزل شمارهٔ ۱۳۸آن روزگار کو که مرا یار یار بودغزل شمارهٔ ۱۳۹دوش تا صبح یار در بر بودغزل شمارهٔ ۱۴۰ای دلبر عیار ترا یار توان بودغزل شمارهٔ ۱۴۱آنچه بر من در غم آن نامسلمان می‌رودغزل شمارهٔ ۱۴۲آب جمال جمله به جوی تو می‌رودغزل شمارهٔ ۱۴۳دست در روزگار می‌نشودغزل شمارهٔ ۱۴۴وصلت به آبِ دیده میسر نمی‌شودغزل شمارهٔ ۱۴۵چون نیستی آنچنان که می‌بایدغزل شمارهٔ ۱۴۶دوستی یک دلم همی بایدغزل شمارهٔ ۱۴۷دل در هوست ز جان برآیدغزل شمارهٔ ۱۴۸ز هجران تو جانم می‌برآیدغزل شمارهٔ ۱۴۹آنرا که غمت ز در درآیدغزل شمارهٔ ۱۵۰صبر با عشق بس نمی‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۱درد سر دل به سر نمی‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۲یا وصل ترا عنایتی بایدغزل شمارهٔ ۱۵۳ز عمرم بی‌تو درد دل فزایدغزل شمارهٔ ۱۵۴از نازکی که رنگ رخ یار می‌نمایدغزل شمارهٔ ۱۵۵چو کاری ز یارم همی برنیایدغزل شمارهٔ ۱۵۶به عمری در کفم یاری نیایدغزل شمارهٔ ۱۵۷ز عهد تو بوی وفا می‌نیایدغزل شمارهٔ ۱۵۸طاقتم در فراق تو برسیدغزل شمارهٔ ۱۵۹غارتِ عشقت به دل و جان رسیدغزل شمارهٔ ۱۶۰ساقیا بادهٔ صبوح بیارغزل شمارهٔ ۱۶۱هیچ دانی که سرِ صحبتِ ما دارد یارغزل شمارهٔ ۱۶۲سلام علیک ای جفا پیشه یارغزل شمارهٔ ۱۶۳ای غم تو جسم را جانی دگرغزل شمارهٔ ۱۶۴دلدار به طبع گشت رام آخرغزل شمارهٔ ۱۶۵ای شده از رخ تو تاب قمرغزل شمارهٔ ۱۶۶ای پسر بردهٔ قلندر گیرغزل شمارهٔ ۱۶۷دلا در عاشقی جانی زیان‌گیرغزل شمارهٔ ۱۶۸ای جهان را به حضرت تو نیازغزل شمارهٔ ۱۶۹تختهٔ عشق برنوشتم بازغزل شمارهٔ ۱۷۰قیامت می‌کنی ای کافر امروزغزل شمارهٔ ۱۷۱جمالت عشق می‌افزاید امروزغزل شمارهٔ ۱۷۲چارهٔ عشق تو نداند کسغزل شمارهٔ ۱۷۳جانا به غریبستان چندین بنماند کسغزل شمارهٔ ۱۷۴نگارا بر سر عهد و وفا باشغزل شمارهٔ ۱۷۵باز دوش آن صنم باده‌فروشغزل شمارهٔ ۱۷۶دوش در ره نگارم آمد پیشغزل شمارهٔ ۱۷۷به جان آمد مرا کار از دل خویشغزل شمارهٔ ۱۷۸کرا در شهر برگویم غم دلغزل شمارهٔ ۱۷۹ساقی اندر خواب شد خیز ای غلامغزل شمارهٔ ۱۸۰مست از درم درآمد دوش آن مهِ تمامغزل شمارهٔ ۱۸۱تا به مهر تو تولا کرده‌امغزل شمارهٔ ۱۸۲به دو چشم تو که تا زنده‌امغزل شمارهٔ ۱۸۳تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌امغزل شمارهٔ ۱۸۴یعلم‌الله که دوست‌دار توامغزل شمارهٔ ۱۸۵روی ندارم که روی از تو بتابمغزل شمارهٔ ۱۸۶کس نداند کز غمت چون سوختمغزل شمارهٔ ۱۸۷آخر در زهد و توبه دربستمغزل شمارهٔ ۱۸۸دل از خوبان دیگر برگرفتمغزل شمارهٔ ۱۸۹ای زلف تابدار ترا صدهزار خمغزل شمارهٔ ۱۹۰دردا و دریغا که دل از دست بدادمغزل شمارهٔ ۱۹۱برآنم کز تو هرگز برنگردمغزل شمارهٔ ۱۹۲ای مسلمانان ز جان سیر آمدمغزل شمارهٔ ۱۹۳در دستِ غمِ یارِ دلارام بماندمغزل شمارهٔ ۱۹۴بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندمغزل شمارهٔ ۱۹۵دل باز به عاشقی درافکندمغزل شمارهٔ ۱۹۶زیر بار غمی گرفتارمغزل شمارهٔ ۱۹۷هرچند به جای تو وفا دارمغزل شمارهٔ ۱۹۸بیا که با سر زلف تو کارها دارمغزل شمارهٔ ۱۹۹تا به کوی تو رهگذر دارمغزل شمارهٔ ۲۰۰درد دل هر زمان فزون دارمغزل شمارهٔ ۲۰۱عشقت اندر میان جان دارمغزل شمارهٔ ۲۰۲هرچند غمِ عشقت پوشیده همی دارمغزل شمارهٔ ۲۰۳جز سر پیوند آن نگار ندارمغزل شمارهٔ ۲۰۴داری خبر که در غمت از خود خبر ندارمغزل شمارهٔ ۲۰۵یارم تویی به عالم یار دگر ندارمغزل شمارهٔ ۲۰۶اگر نقش رخت بر جان ندارمغزل شمارهٔ ۲۰۷نگارا جز تو دلداری ندارمغزل شمارهٔ ۲۰۸گر عزیزم بر تو گر خوارمغزل شمارهٔ ۲۰۹بیا تا ببینی که من بر چه کارمغزل شمارهٔ ۲۱۰عمر بی‌تو به سر چگونه برمغزل شمارهٔ ۲۱۱کارم به جان رسید و به جانان نمی‌رسمغزل شمارهٔ ۲۱۲دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسمغزل شمارهٔ ۲۱۳پای بر جای نیست همنفسمغزل شمارهٔ ۲۱۴کار جهان نگر که جفای که می‌کشمغزل شمارهٔ ۲۱۵نو به نو هر روز باری می‌کشمغزل شمارهٔ ۲۱۶ای آرزوی جانم در آرزوی آنمغزل شمارهٔ ۲۱۷ای دوست‌تر از جانم زین بیش مرنجانمغزل شمارهٔ ۲۱۸جانا ز غم عشق تو امروز چنانمغزل شمارهٔ ۲۱۹تو دانی که من جز تو کس را ندانمغزل شمارهٔ ۲۲۰ره فراکار خود نمی‌دانمغزل شمارهٔ ۲۲۱ترا من دوست می‌دارم ندانم چیست درمانمغزل شمارهٔ ۲۲۲از عشقت ای شیرین صنم گرچه به سر برمی‌زنمغزل شمارهٔ ۲۲۳بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانمغزل شمارهٔ ۲۲۴من که باشم که تمنای وصال تو کنمغزل شمارهٔ ۲۲۵باز چون در خورد همت می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۶تا نپنداری که دستان می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۷بی‌تو جانا زندگانی می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸هر غم که ز عشق یار می‌بینمغزل شمارهٔ ۲۲۹دل را به غمت نیاز می‌بینمغزل شمارهٔ ۲۳۰سر آن دارم کامروز بر یار شومغزل شمارهٔ ۲۳۱روز دو از عشق پشیمان شومغزل شمارهٔ ۲۳۲چه گویی با تو درگیرد که از بندی برون آیمغزل شمارهٔ ۲۳۳تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیمغزل شمارهٔ ۲۳۴آخر به مراد دل رسیدیمغزل شمارهٔ ۲۳۵ای روی خوب تو سبب زندگانیمغزل شمارهٔ ۲۳۶دل بدادیم و جان نمی‌خواهیمغزل شمارهٔ ۲۳۷درمان دل خود از که جویمغزل شمارهٔ ۲۳۸ای بندهٔ روی تو خداوندانغزل شمارهٔ ۲۳۹عشق بر من سر نخواهد آمدنغزل شمارهٔ ۲۴۰عاشقی چیست مبتلا بودنغزل شمارهٔ ۲۴۱هم مصلحت نبینی رویی به ما نمودنغزل شمارهٔ ۲۴۲آتش ای دلبر مرا بر جان مزنغزل شمارهٔ ۲۴۳به عمری آخرم روزی وفا کنغزل شمارهٔ ۲۴۴ای بتِ یغما! دلم یغما مکنغزل شمارهٔ ۲۴۵ز من چهرهٔ خویش پنهان مکنغزل شمارهٔ ۲۴۶روی خوب خویش را پنهان مکنغزل شمارهٔ ۲۴۷شرم دار آخر جفا چندین مکنغزل شمارهٔ ۲۴۸ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار منغزل شمارهٔ ۲۴۹ای باد صبحدم خبری ده ز یار منغزل شمارهٔ ۲۵۰چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکینغزل شمارهٔ ۲۵۱ایمن ز عارض تو این خط سیاه توغزل شمارهٔ ۲۵۲ای قبای حسن بر بالای توغزل شمارهٔ ۲۵۳ترک من ای من سگ هندوی توغزل شمارهٔ ۲۵۴ای جان من به جان تو کز آرزوی توغزل شمارهٔ ۲۵۵جرم رهی دوستی روی توغزل شمارهٔ ۲۵۶ای مردمان بگویید آرام جان من کوغزل شمارهٔ ۲۵۷ای برده دل من و جفا کردهغزل شمارهٔ ۲۵۸ای ایزد از لطافت محضت بیافریدهغزل شمارهٔ ۲۵۹ای رخت رشکِ آفتاب شدهغزل شمارهٔ ۲۶۰هرگز از دل خبر نداشته‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۱تا دل من برده‌ای قصد جفا کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۲سهل می‌گیرم چو با ما کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۳مسکین دلم به داغ جفا ریش کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴بر مه از عنبر عذار آورده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۵تا که دستم زیر سنگ آورده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۶دامن اندر پای صبر آورده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۷زردرویم ز چرخِ دندان‌خایغزل شمارهٔ ۲۶۸جانا به کمال صورتی‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۹گر مرا روزگار یارستیغزل شمارهٔ ۲۷۰همچون سر زلف خود شکستیغزل شمارهٔ ۲۷۱یا بدان رخ نظری بایستیغزل شمارهٔ ۲۷۲ای دیر به دست آمده بس زود برفتیغزل شمارهٔ ۲۷۳چه ناز است آنکه اندر سرگرفتیغزل شمارهٔ ۲۷۴ای دل تو مرا به باد دادیغزل شمارهٔ ۲۷۵دیدی که پای از خط فرمان برون نهادیغزل شمارهٔ ۲۷۶ای دوست به کام دشمنم کردیغزل شمارهٔ ۲۷۷گر ترا روزی ز ما یاد آمدیغزل شمارهٔ ۲۷۸بس دل‌افروز و دلارام آمدیغزل شمارهٔ ۲۷۹گر ترا طبع داوری بودیغزل شمارهٔ ۲۸۰یاد می‌دار کآن چه بنمودیغزل شمارهٔ ۲۸۱بی‌دلم ای یار همچنان که تو دیدیغزل شمارهٔ ۲۸۲دلم بردی نگارا وارمیدیغزل شمارهٔ ۲۸۳بدخوی‌تری مگر خبر داریغزل شمارهٔ ۲۸۴روی چون ماه آسمان داریغزل شمارهٔ ۲۸۵ما را تو به هر صفت که داریغزل شمارهٔ ۲۸۶تو گر دوست داری مرا ور نداریغزل شمارهٔ ۲۸۷گرفتم کز غم من غم نداریغزل شمارهٔ ۲۸۸یک دم به مراعات دلم گرم نداریغزل شمارهٔ ۲۸۹ندارم جز غم تو غمگساریغزل شمارهٔ ۲۹۰ای کار غم تو غمگساریغزل شمارهٔ ۲۹۱با من اندر گرفته‌ای کاریغزل شمارهٔ ۲۹۲نگفتی کزین پس کنم سازگاریغزل شمارهٔ ۲۹۳ای عاشقان گیتی یاری دهید یاریغزل شمارهٔ ۲۹۴الحق نه دروغ محتشم یاریغزل شمارهٔ ۲۹۵گرفتم سر به پیمان درنیاریغزل شمارهٔ ۲۹۶جانا اگر به جانت بیابم گران نباشیغزل شمارهٔ ۲۹۷مرا وقتی خوشست امروز و حالیغزل شمارهٔ ۲۹۸گر جان و دل به دست غم تو ندادمیغزل شمارهٔ ۲۹۹گر من اندر عشقِ تو جز درد یاری دارمیغزل شمارهٔ ۳۰۰یک زمان از غم نیاسایم همیغزل شمارهٔ ۳۰۱بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانیغزل شمارهٔ ۳۰۲آگه نه‌ای ز حالم ای جان و زندگانیغزل شمارهٔ ۳۰۳بنامیزد به چشم من چنانیغزل شمارهٔ ۳۰۴ای غایت عیش این جهانیغزل شمارهٔ ۳۰۵گرد ماه از مشک خرمن می‌زنیغزل شمارهٔ ۳۰۶دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی‌معنیغزل شمارهٔ ۳۰۷نام وصل اندر زبانی افکنیغزل شمارهٔ ۳۰۸سر آن داری کامروز مرا شاد کنیغزل شمارهٔ ۳۰۹بی‌گناه از من تبرا می‌کنیغزل شمارهٔ ۳۱۰آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنیغزل شمارهٔ ۳۱۱از من ای جان روی پنهان می‌کنیغزل شمارهٔ ۳۱۲ناز از اندازه بیرون می‌کنیغزل شمارهٔ ۳۱۳باز آهنگ بلایی می‌کنیغزل شمارهٔ ۳۱۴دوستا گر دوستی گر دشمنیغزل شمارهٔ ۳۱۵در حسن قرین نوبهار آییغزل شمارهٔ ۳۱۶این همه چابکیّ و زیباییغزل شمارهٔ ۳۱۷ای همه دلبری و زیباییغزل شمارهٔ ۳۱۸خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجاییغزل شمارهٔ ۳۱۹ای روی تو آیت نکوییغزل شمارهٔ ۳۲۰ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکوییغزل شمارهٔ ۳۲۱قُرطه بگشای و زمانی بنشین بیش مگوی