گنج

غزل شمارهٔ ۹۶

دست در وصل یار می‌نرسدجز غمم زان نگار می‌نرسد
عشق را گرچه آستانه بسیستهیچ در انتظار می‌نرسد
از شمار وصال دوست مراجز غم بی‌شمار می‌نرسد
در غم هجر صبر من برسیددل به مقصود کار می‌نرسد
چند در انتظار خواهی ماندخبر وصل یار می‌نرسد