گنج

غزل شمارهٔ ۴۴

روی برگشتنم از روی تو نیستکه جهانم به یکی موی تو نیست
زان ز روی تو نگردانم رویکه به جز روی تو چون روی تو نیست
هیچ شب نیست که اندر طلبتبسترم خاک سر کوی تو نیست
هیچ دم نیست که بر جان و دلمداغی از طعنهٔ بدگوی تو نیست
نیست با این همه آزرم ازوزانکه بی تعبیهٔ بوی تو نیست