گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۲

ای دیر به دست آمده بس زود برفتیآتش زدی اندر من و چون دود برفتی
چون آرزوی تنگ‌دلان دیر رسیدیچون دوستی سنگ‌دلان زود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل مناز داغ فراق تو برآسود برفتی
ناگشته من از بند تو آزاد بجستیناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی
آهنگ به جان من دلسوخته کردیچون در دل من عشق بیفزود برفتی