گنج

غزل شمارهٔ ۲۴۶

روی خوب خویش را پنهان مکندل به دست تست قصد جان مکن
حجرهٔ بیداد آبادان مخواهخانهٔ صبر مرا ویران مکن
هر زمان گویی بریزم خون تورغم بدخواهان مگوی و آن مکن
سر مگردان از من و ای جان مرادر هوای خویش سرگردان مکن
انوری را بی‌جنایت ای نگاردر غم هجران خود گریان مکن