غزل شمارهٔ ۳۱
ای برادر عشق سودایی خوشستدوزخ اندر عاشقی جایی خوشست
در بیابان رهروان عشق رازاب چشم خویش دریایی خوشست
غمگنان را هر زمان در کنج عشقیاد نام دوست صحرایی خوشست
با خیال روی معشوق ای عجبجام زهرآلود حلوایی خوشست
عمرها در رنج چون امروز و دیبر امید بود فردایی خوشست