گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۷

بی‌تو جانا زندگانی می‌کنموز تو این معنی نهانی می‌کنم
شرم باد از کار خویشم تا چرابی‌تو چندین زندگانی می‌کنم
تو نه و من در جهان زندگانراستی باید گرانی می‌کنم
صبر گویم می‌کنم لیکن چه صبرحیلتی چونین که دانی می‌کنم
از غمم شادی و تا بشنیده‌اماز غم خود شادمانی می‌کنم
در همه راه تمنا کردمیبر سر ره دیده‌بانی می‌کنم