غزل شمارهٔ ۱۷۴
نگارا بر سر عهد و وفا باشدر آیین نکوعهدی چو ما باش
چنانک از ما جدایی ماهرویازهرچ آن جز وفا باید جدا باش
مرا خصمست در عشق تو بسیارنیندیشم تو بر حال رضا باش
چو با جانم غم تو آشنا شدمکن بیگانگی و آشنا باش
نگارینا ترا باشم همه عمرخداوندی کن و یکدم مرا باش