گنج

غزل شمارهٔ ۵۴

سخت خوشی چشم بدت دوربادسال و مه و روز و شبت سور باد
بندهٔ زلفین تو شد غالیهخاک کف پای تو کافور باد
خادم و فراش تو رضوان سزدچاکر و دربان درت حور باد
عاشق محنت‌زده چون هست شادحاسد خرم شده مهجور باد
وصل تو بادا همه نزدیک ماهجر تو جاوید ز ما دور باد