غزل شمارهٔ ۱۷۹
ساقی اندر خواب شد خیز ای غلامباده را در جامِ جان ریز ای غلام
با حریفِ جنس درساز ای پسردر شرابِ لعل آویز ای غلام
چند گویی مست گشتم؟ می بنهوقتِ مستی نیست مستیز ای غلام
چند پرهیزی از این پرهیز چند؟از چنین پرهیز پرهیز ای غلام
بیش از این بدخویی و تندی مکنساعتی با ما بیاویز ای غلام
در پناهِ باده شو چون انوریوز غمِ ایام بگریز ای غلام