غزل شمارهٔ ۱۳۳
گرد ترا دل همی چنان خواهدکه دل از بنده رایگان خواهد
بنده را کی محل آن باشدکانچه خواهی تو جز چنان خواهد
به سر تو که جان دهد بندهگر دل تو ز بنده جان خواهد
یک زمان از تو دور باد دلمگر به جان ساعتی زمان خواهد
وین همه هست هم امان دهمشاز فراق تو گر امان خواهد
خود همینست عادت معشوقکانچه خواهی تو، او جز آن خواهد