غزل شمارهٔ ۲۲۹
دل را به غمت نیاز میبینمکارت همه کبر و ناز میبینم
وان جامه که دی وصل ما بودیاکنون نه بر آن طراز میبینم
صد گونه زیان همی پدید آیدسرمایهٔ دل چو باز میبینم
آنرا که فلک همی کند نازشاو را به تو هم نیاز میبینم
هین چند که زلف گردهٔ توبر دست غمت دراز میبینم