قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱- در مدح پیامبر اکرم محمد مصطفی(ص)دوشم ندا رسید ز درگاه کبریاقصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح حضرت رضا علیهالسلام بهگردون تیره ابری بامدادان برشد از دریاقصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش محمّد شاه دوش که این گرد گرد گنبد میناقصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح نواب شاهزاده فریدون میرزا فرمانفرماای رفته پی صید غزالان سوی صحراقصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف نامۀ پادشاهگیتی ستان محمدشاه غازی انارلله برهانهگویدشکسته خامهٔ آذرگسسته نامهٔ قسطاقصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طابلله ثراه گویدگسترد بهار در زمین دیباقصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح حاجی اسدالله خان شیرازی دوشینه چونکشید شه زنگ لشکراقصیدهٔ شمارهٔ ۸ - فی مدح سلطان العادل محمد شاه غازی رحمهالله علیه عید شد ساقی بیا در گردش آور جام راقصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در شکایت از ممدوح گوید گر تاج زر نهند ازین پس به سر مراقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در مدح نواب شاهزاده علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه گویدآراست عروسگل گلستان راقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در مدح سلالةالسادت میرزا سلیمان اگر مشاهده خواهی فروغ یزدان راقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طابالله ثراهچه مایه مایلی ای ترک ترک و خفتان راقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در مدح مقربالخاقان معتمدالدوله منوچهرخان گویدخیز ای غلام زینکن یکران راقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی انارالله برهانه گویددر خواب دوش دیدم آن سرو راستین راقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ملکزادۀ بینظیر شهزاده اردشیر فرمایدشاه ختن چو دوش نهان شد به مکمناقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیرکبیر میرزاتقیخان رحمهالله گویدنسیم خلد میرود مگر ز جویبارهاقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح خاتم انبیا صلیالله علیه و آلهاز سروش وحدتم بر گوش هوش آمد خطابقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در تهنیت عید مولود امیرالمؤمنین علیهلسلام و مدح پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه خیمهٔ زربفت زد بر چرخ نیلی آفتابقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در منقبت علیبن ابیطالب صلواتلله علیه فرمایددوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خوابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در مدح حاجی میرزا آقاسی فرمایددو قلاع کفرند با هم مصاحبقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - هنگام نهضت عباسشاه غازی طابثراه از خراسان و ماندن محمدشاه غازی نورالله مرقده فرمایدآنچه من بینم به بیداری نبیندکس به خوابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در مدح حسینخان نظامالدوله فرماید ای ترا در چهره آب و وی ترا در طره تابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - وله ایضاً فی مدحهبدا به حالت آن مجرمیکه روز حسابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در تهنیت نظامالدوله هنگام آوردن خلعت شاهنشاه غازی در هنگام ولیعهدیصبحدم کز جانب مشرق برآمد آفتابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - مطلع ثانیدر همایون ساعتی فرخنده چون عهد شبابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در شکرانه سلامتی ذات اقدس شهریاری دام ملکه در فتنهٔ باب علیهاللعنه و العذابساقی امشب می پیاپی ده که من بر جای آبقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در مدح مهد کبری و ستر عظمی و تخلص در مدح شاهنشاه غازی ناصرالدین شاه خلدلله ملکهشنیده بودم بیمار را نگیرد خوابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح شاهزادهٔ کیوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرمایدگرفت عرصهٔگیتی شمیم عنبر نابقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - وله ایضاً فی مدحهچه جوهرست کههست اعتبار آتش و آبقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضاً در ستایش شاهزاه رضوان و ساده شجاعلسلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرمایدای به از روز دگر هر روز کارتقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در ستایش و نیایش ابولملوک ثانی جمشید جهان ثانی فتحعلی شاه قاجار طاب ثراه فرمایداگر نظام امور جهان به دست قضاستقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله ایضاً فی مدحهاین خط بیخطا که به از نافهٔ ختاستقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در مدح محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسی فرمایدایدل اقبال و سعادت نه به سعی و طلب استقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در تهنیت خطان و تطهیر شاهزاده آزاده عباس میرزا ثمره الفواد شهریار ماضی محمدشاه غازی طاب ثراه فرمایداین چه جشنست کزو جان جهان در طرب استقصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب الله ثراه فرمایددر چشم منست آنچه به رخسار تو آب استقصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - وله ایضاً مدحهدارد اگرچه بر همهکس روزگار دستقصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - وله ایضاْ فی مدحهباز این تویی شهاکه جهانت مسخرستقصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در ستایش کهف الادانی ولاقاضی وزیر بینظیر حاجی آقاسی طاب ثراهبر دلم صدهزار نیشترستقصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - و له ایضاً فی مدحهعاشق بی کفر در شرع طریقت کافرستقصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در مدح سلطان ماضی محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسیهستی دو وجه دارد مخفی و ظاهر استقصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در ستایش شاهزاده ی آزاده اعتضادالسلطنه علیقلی میرزا دام اقباله فرماید تا لاله به باغ و گل به گلزارستقصیدهٔ شمارهٔ ۴۲که جلوه کرد که آفاق پر ز انوارستقصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در ستایش شاهزادهٔ علیین و ساده فرمانفرما فریدون میرزا طاب ثراه فرمایدگاه طرب و روز می و فصل بهارستقصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - و له ایضاً فی مدحهروز می و وقت عیش وگاه سرورستقصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرمایدترک من آفت چینست و بلای ختن استقصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - وله ایضاً فی مدحهملک ز انصاف شه بهشت برین استبخش ۴۷ - در فتح شهر یزد به اهتمام امیرزادهٔ آزاده هلاکوخان بن شجاعالسلطنه و تفنن به مدح حسینعلی میرزا ملقب به فرمانفرما و شجاعالسلطنه رحمهلله علیهماتا سلیمان زمان زندان اسکندر گرفتقصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در مدح شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرمایدباز با صعوه ندانم ز چه رو رام گرفتقصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش حاجی آقاسی رحمهالله فرمایدشب گذشته که آفاق را ظلام گرفتقصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - در مدح محمد شاه غازی رحمهالله فرمایدعید رمضان آمد و ماه رمضان رفتقصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - و له ایضاً فی مدحهبهادر شه ای شهریاران غلامتقصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در ستایش حسین خان خازن شجاع السلطنه گویدتا ابد چشم بد ازگنجور دارا دور بادقصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مطایبه و تخلص به ستایش شاهنشاه فردوس آرامگاه محمد شاه طاب ثراه گویدهر زمانم که به آن ترک سر و کار افتدقصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش شاهنشاه اسلامپناه ناصرالدین شاه غازی خلدلله ملکه گویددوش کانجم شد عیان بر این سپهر گرد گردقصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه فرمایدعجبی عجب آن پسر به سر داردقصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در ستایش امیر کامکار محمدحسنخان سردار فرمایدفلک خورشید و جنت حور و بستان یاسمن داردقصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در ستایش شاهزاده مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گویدبه کف هر آنکه سر زلف دلستان داردقصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در ستایش دبیر بینظیر میرزا عبدالله منشی فرمایدهله نزدیک شد ای دل که زمستان گذردقصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در ستایش امیر دیوان میرزا نبیخان فرمایدعید آمد و آفاق پر از برگ و نواکردقصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در ستایش شاهنشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه فرمایدالا تدارک ماه صیام بایدکردقصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - در ستایش امیر دیوان میرزا نبی خان فرمایدآن کیست که باز آمد و در بزم نظر کردقصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در ستایش نواب شاهزادهٔ رضوان جایگاه فریدون میرزا حکمران فارس طاب الله ثراه فرمایدماهم ز در درآمد و بر من سلام کردقصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح شجاعالسلطنه حسنعلی میرزا گویدباد نوروزی شمیم عطر جان میآوردقصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه مروج ملت نبی حجازی محمدشاه غازی طاب ثراه گویدساقی بده رطل گران زان می که دهقان پروردقصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در ستایش نایب السلطنهٔالعلیه ولیعهد عباس شاه مبرور فرخ نیای پادشاه منصور و تفنن به مدح قایممقام فرمایدچون خواست کردگار که گیتی نظام گیردقصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در ستایش شاهزاده ی کیوان سریر اردشیر میرزا دام اقباله فرمایدصبح آفتاب چون ز فلک سر زدقصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در ستایش مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن ابیطالببجز لب تو کزو گفت شکرین خیزدقصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در مدح شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزاای صفاهان مژده کاینک شاه دوران می رسدقصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه گویدمگر شرمنده از تیغ شه و ابروی جانان شدقصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - در ستایش امیرزاده شیردل ارغون میرزا ابن شجاع السلطنه گویدبه گوش از هاتف غیبم سحرگه این ندا آمدقصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در ستایش شاهزاده کیوان سریر اردشیر میرزا و تشبیب به مدح شاهنشاه اسلام پناهسحر بشیر ملکزاده اردشیر آمدقصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - در مدح ابوالسلاطین عباس شاه غازی نیای بیضا رای شاهنشاه اسلام پناه خلدلله ملکه فرمایدهست از دو کعبه امروز دین خدای خرسندقصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ - در ستایش کهف الادانیوالاقاصیجنابحاجمیرزا آقاسی رحمه الله فرمایدازینسان کابر نیسانی دمادم گوهر افشاندقصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ - در ستایش شهنشاه ماضی محمد شاه غازی فرمایدسرین دلبر من سیم ناب را ماندقصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السطنه حسنعلی میرزا طابالله ثراه فرمایدغم و شادیستکه با یکدگر آمیختهاندقصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ - در مدح امیرالامراء نظام الدوله حسین خان در ایام حکومت فارسدلی که هر چه کند بر مراد یار کندقصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده قهرمان میرزا حکمران آذربایجان طابثراه فرمایدهر کرا ایزد اختیار کندقصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ - در ستایش شاهزاده مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گویدقضا چو مسند اقبال در جهان افکندقصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر بی شبیه و عدیل سلیل جلیل خلیل منیع جود و سخا آقاخان متخلص به عطامه ظله فرماید.آدمی باید بهگیتی عمر جاویدان کندقصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در شکایت از ممدوح پیش و مدح یکی از احباء خویش که مکنی به ابوالفضل است فرمایدنهر چون نیرگ سازد چرخ چون دستانکندقصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ - در ستایش شاهزاده آزاده نواب فیروز میرزا فرمایدآنچه با برگ درختان ابر نوروزیکندقصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طاب الله ثراه گویدهر دل اسیر زلف تو بیدادگر بودقصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در ستایش نواب فریدون میرزا فرمایدهرکرا دل سپیدکار بودقصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزا فرمایدهرجاکه پارسی بت من جلوهگر شودقصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی طالالله بقاه و تال اللّه مناه در زمان ولیعهدی فرمایدتمام گشت مه روزه و هلال دمیدقصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح حسینخان صاحباختیار فرمایدبهار آمدکه ازگلبن همی بانگ هزار آیدقصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - در جشن میلاد حضرت ظل اللهی ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گویددوش برگردون بسی تابان شهاب آمد پدیدقصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در مدح یکی از علمای علّام و فضلای ذویالعزّ والاحترام گویدمقتدای انس و جان آمد پدیدقصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ - در ستایش کهف الادانی و الاقاصی وزیر بینظیر جناب حاجی آقاسیاز شب نرفته دوش پاسی دو بیشترقصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ - و له ایضاً مدحهاقبال و بخت و نصرت و فیروزی و ظفرقصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه اسلامپناه ناصرالدین شاه غازی خلد الله ملکه فرمایدالا ای خمیده سر زلف دلبرقصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه ماضی محمد شاه غازی طابلله ثراه گویدالحمد خدا را که ولیعهد مظفرقصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طابالله ثراه گویدالحمد که از موهبت ایزد داورقصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ - در ستایش امیرکبیر میرزا تقی خان رحمهالله فرمایدامسال عید اضحی با نصرت و ظفرقصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ - در ستایش نور حدیقه احمدی فاطمه اخت علیبنموسی علیهالسلامای به جلالت ز آفرینش برترقصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ - در ستایش زهره ی زهرای آسمان شهریاری عزیزالدوله که شاهنشاه ماضی را بهین دختر و خسرو غازی را گرامی خواهر فرمایدای طرهٔ مشکین تو همشیرهٔ قنبرقصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - گریز این قصیدهٔ در نسخهٔ دیگر به نام امیر دیوان میرزا نبی خان دیده شد لهذا از محل تغییر تحریر شدای طرهٔ مشکین تو با مشک پسرعمقصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گویدبحمدالله که باز از یاری گیهان خدا داورقصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گویدبستم به عزم پارس چو از ملک ری کمرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانیکای همچو ابر جود تو فایض به خشک و ترقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - در تغزل و تشبیببس دلبرکانند به هر بوم و به هر برقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مرثیهٔ امیرزادهٔ فردوس و ساده فاطمهسلطان صبیهٔ امیر دیوان طاب ثراهبه هر بهار گُل از زیر گِل برآرد سرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح جناب میرزا آقاسی گویدپیک دلارام دی درآمدم از درقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - در ستایش وزیر بینظیر کهفالادانی و الاقاصی جناب حاجی آقاسی گویدچو حسن تربیت گردد قرین با پاکی گوهرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گویدچو زآشیانهٔ چرخ این عقاب زرینپرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش امیرکبیر و وزیر بینظیر میرزا تقی خان طاب الله ثراهگویدچو عید آمد و ماه صیام کرد سفرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش امیر با احتشام عزیز خان سردار کل نظام فرمایدخرم بهار منکه ز عیداست تازهترقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمدشاه غازی طابالله ثراه گویددر شب عید آن سمن عذار سمنبرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - در ستایش مهد کبری و ستر عظمی کافلهٔالملک عاقلهٔالدوله مام پادشاهدلکا هیچ خبر داری کان ترک پسرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش شاهزاده رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه و تخلص به معراج نبی صلعم گویددو سال بیش ندانمگذشت یاکمترقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع ثانیشبی به عادت روز شباب عیش آورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در تهنیت عید غدیر و ستایش شاهزاده ی بینظیر فریدون میرزا طاب ثراه گویددوش چو شد بر سریر چرخ مدورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع ثانیاز دو محمد زمانه یافته زیورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در ستایش نواب فریدون میراز طاب ثراه گویددوشینه کاین نیلی صدف گشت ازکواکب پر دررقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - من افکاره العالیدی آمد از در من آن دلفریب پسرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش پادشاه جمجاه محمدشاه غازی و فتح خوارزم گویدرسید؛ چه؟ خبر فتح؛ کی رسید؟ سحرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - در منقبت هژبرالسالب اسد الله الغالب علیبن بیطالب علیه السّلام و فتح قلعه خیبر گویدسحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع ثانیمباش غره دلا در جهان به فضل و هنرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه در زمان ولیعهدی گویدسه هفته پیبشرک زین شبی به ماه صفرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع ثانیزهیگرفته تیغ و سنان چه بحر و چه برقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - من نتایج طبعهسیه زلف از بر آن چهر دلبرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ - در ستایش امیر الامرأ العظام نظام الدوله حسین خان دام مجده العالی حکمران فارس فرمایدشادان رسید دوش نگارینم از سفرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ - در ستایش پادشاه جمجاه محمدشاه غازی طابالله ثراه گویدشباهنگام کز انبوه اخترقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ - در ستایش وزیر بینظیر حاج میرزا آقاسیشب گذشته که همزاد بود با محشرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در ستایش امیر الامرا النظام میرزا نبی خان رحمه الله فرمایدشد کاسهام از باده تهی کیسهام از زرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ - در تهنیت ورود قایممقام طاب ثراه به خراسانشکر که آمد ز ری به خطهٔ خاورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷ - وله ایضاً رحمهللهصبح چون مهر سرزد از خاورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ - در ستایش شاهزاده فریدون میرزاطراق سندان برخاست ای غلام از درقصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکهگویدفرو بگرفته گیتی را به باغ و راغ وکوه و درقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در تعریف کتاب باده بیخمار و ستایش خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه طابالله ثراه گویدلبالب کن ای مهربان ماه ساغرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ - در ستایش محمد شاه گویدماه رمضان آمد ای ترک سمنبرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ - در ستایش امیرکبیر میرز تقی خان رحمهآلله فرمایدیازده ماه کند روزه به هر سال سفرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ - در نعت خاتمالانبیا صلیلله علیه و آله و ستایش پادشاه غازی محمدشاه طاب ثراه فرمایدآفتاب و سایه میرقصند با هم ذرهوارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ - در تعربف مصور و توصیف تصویر فرمایدآفرین برکلک سحرانگیز آن صورتنگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ - و له ایضاً فی مدحهاز خجلت تیغ ملک و ابروی دلدارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ - در ستایش شاهزاده ی رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گویداز سر دوش دو ضحاک درآویخت دو مارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ - در منقبت مولانا اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام و ستایش شاهنشاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه گویداسم شد مشیّد و دین گشت استوارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در ستایش ابولملوک فحتعلیشاه طاب لله ثراه و جعل الجنهٔ مثواه گویدافتتاح هر سخن در نزد مرد هوشیارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراهامروز از دوکعبه جهان دارد افتخارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ - در تهنیت ورود مسعود امیرکبیر حسین خان در ملک فارس گویدای اهل فارس ، مژده که از فضل کردگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ - در مدح فریدون میرزا گویدای ترک می فروش ای ماه میگسارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ - و له ایضاًای زان دو سیه مار که جا داده به گلزارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در ستایش امیر مبرور آصفالدوله اللهیارخانگویدای طره و چهر تو یکی نار و یکی مارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان و به تهنیت تمثال همایونای همایون صورت میمون شاه کامگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ - در تهنیت تشریف پادشاهی و مدح علیخان والی گویدباد میمون این بهین تشریف شاهکامگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ - در ستایش نظامالدوله حسین خان فرمایدبا فال نیک بهر زمینبوس شهریارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - در ستایش امیربهرام صولت معتمدالدوله منوچهرخان فرمایدبا فال نیک و حال خوش و بختکامگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - در تهنیت تشریف قبای بیضا ضیای شهریاری در ستایش حسینخان نظامالدولهبوده جای یک جهان جان این قبای شهریارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ - در ستایش وزیر بی نظیر صدر اعظم میرزا آقاخان گویدبوی مشک آید چو بویم آن دو زلف مشکبارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح جناب حاجی آقاسی گویدبهار آمد و دی را گرفت و کرد مهارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح صاحب اختیارتا چه معجز کرده امشب باز عدل شهریارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - در ستایش شیراز صانهلله عن الاعواز و اعیان آن و تخلص به مدح معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه گویدتبارکالله از فارس آن خجسته دیارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - در تهنیت نشان شمشیر و مدح امیر بینظیر نظامالدوله طال بقاه فرمایدتیغی گهرنگار فرستاده شهریارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح ناصرالدین شاهچو چتر زرین افراشت مهر در کهسارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - مطلع ثانیکه باد تا ابد از فر ایزد دادارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در ستایش پادشاه رضوان آرامگاه محمدشاه طاب الله ثراه گویددوش اندر خواب میدیدم بهشت کردگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ - در ستایش کهفالادانی والاقاصی جناب حاجی آقاسی گویددوش بگشودم زبان تا درد دل گویم به یارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح حسینخان صاحب اختیارراستی را کس نمیداند که در فصل بهارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ - مطلع ثانیباده جان بخشت و دلکش خاصه از دست نگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ - در مدح شجاع السلطنه حسنعلی میرزازد به دلم ای نسیم آتش هجران یارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع ثانیمژده که شد در چمن رایت گل آشکارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - مطلع ثالثایگهر اندرگهر تاجور و شهریارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ - در ستایش امیر بهرام صولت معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه فرمایدز شاهدی که بود رویش از نگار نگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان حکمران فارس فرمایدسوگند خوردهاند نکویان این دیارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ - و له ایضاً فی مدحهشه قبای خریشتن بخشد به صاحب اختیارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ - در ستایش امیرالامراءالعظام نظامالدوله حسین خان حکمران فارس فرمایدصبح چون خورشید رخشان رخ نمود از کوهسارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ - در ستایش حاج میرزا آقاسیعطسهٔ مشکین زند هر دم نسیم مشکبارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - ممدوح این قصیدهٔ معلوم نیست،گویند قائم مقام استقامت سروی چو بینم برکنار جویبارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در مطایبه و هزل و ملاعبه فرمایدکوهی به قفا بستهای ای شوخ دلازارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ - در ستایش میرزا آقاخان صدراعظمگفتم به یار فصل بهار آمد ای نگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گویدگنج پنهان بود یزدان خواست کاید آشکارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح شجاعالسطنه حسنعلی میرزامنت خدای را که ز تأیید کردگارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - در مغازلت و تشبیب و اظهار عشقبازی و نسیب فرمایدهر سال به نوروز مرا بوسه دهد بازقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ - در ستایشامیرالامراءالعظامنظاملدوله حسینخان حکمران فارس فرمایدهمتی مردانه میخواهمکه اسمعیلوارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح آقامحمد حسن پیشخدمت خاصه ی خاقان خلد آشیانیار نیکوتر از آنست که من دیدم پارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ - در تعریف بهار و شکایت از یار و ستایش امیر کامگار حسین خان نظامالدولهیک دو مه پیشترک زانکه رسد فصل بهارقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در جواب قصیدهٔ حکیم سوزنیآمد به برم دوش یکی سادهپسر برقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح شجاع السلطنهبشارت باد بر اهل نشابورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح شجاعلسلطنه حسنعلی میرزاحبذا از هوای نیشابورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در ستایش مدح خسروخان خواجه حکمران اصفهانسه چیز هست کزو مملکت بود معمورقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزا نبیخان حکمران فارس فرمایدای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در ستایش شاهزادهٔ کیوان سریر اردشیر میرزا گویددوش از بر شهزاده اردشیرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ - و له ایضاً فی المطایبهسحرگهانکه ز گردون فروغ مهر منیرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - در تهنیت عید غدیر و ستایش وزریر بینظیر صدراعظم میرزا آقاخان دام اقبالهشراب تاک ننوشم دگر ز خمّ عصیرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح میرزا نبیخانهمی به چشم من آید که سوی حضرت میرقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ثراه گویدرسید نامهٔ دلدار دوشم از شیرازقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ - در ستایش امیرالامراء العظام مبرزا نبی خان رحمه الله فرمایدمحمود ماه منکه غلامش بود ایازقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گویدناصرالدین شاه گیتی را منظم کرد بازقصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹ - و له ایضاً فی مدحهشیرین پسرا خیز و بساط دگر اندازقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - در منقبت مظهرالعجائب اسدالله الغالب علیبن ابیطالب گویدرساند باد صبا مژدهٔ بهار امروزقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده حسنعلی میرزا طاب ثراه گویدصباح عید که شد باغ و راغ عطرآمیزقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - در ستایش مرحوم محمدشاه غازی گویدکس مبادا چو من دلی زارشقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه گویدمبارک باد هر عیدی به خسرو خاصه نوروزشقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده حسنعلی میرزا طاب الله ثراه گویدز چشمم خون فرو ریزد به یاد چشم فتانشقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ - در ستایش وزیر بینظیر جناب حاج میرزاآقاسی رحمهلله فرمایدفلک دوش از عروس خور تهی چون گشت دامانشقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ - درستایش شاهزاده رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گویدنگار منکه بود جایگاه در جانشقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷ - در ستایش مرحوم مبرور میرزا ابوالقاسم همدانی ذوالریاستین فرمایدمرا ماهیستدر مشکوکه مشکین زلف پرچینشقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - المطلع الثانی من هذه القصیدهفلک ژاژ است هنجارش جهان زشت است آیینشقصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - مطلع الثالثهمانا فصل تابستان سرآمد عهد تسعینشقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در ستایش سید انبیاء صلی الله علیه و آلهچه ماه بود که از خانه کرد طلوعقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در ستایش رواق منور امام ثامن ضامن السلطان علی بن موسی الرضا علیهالآف التحیة و الثناء و تاریخ سال تعمیر و نگارش آنزهی به منزلت از عرش برده فرش تو رونققصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب الله ثراه گویددوش دیدم یکی خجسته وثاققصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - در ستایش امیرکبیر میرزا تقیخان رحمهالله فرمایدکرد چون خسرو منصور ز ری عزم عراققصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴ - در ستایش شاهزاده رضوان آرامگاه فریدون میرزا طاب ثراه گویدای زلف نگار ای حبشیزادهٔ شبرنگقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ - در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه گویدبه عزم ری چو نهادم به رخش زین خدنگقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶ - مطلع ثانیکه فر خجسته بماناد شاه جم اورنگقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاعالسلطنه حسنعلی میرزا طابثراهچیست آن اژدها نهاد نهنگقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزانبی خان گویددلکی داری ای شوخ چو یک پارچه سنگقصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۹ - در ستایش پادشاه اسلامپناه ناصرالدین شاه غازیای زلف تو پیچیدهتر از خط ترسلقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۰ - در ستایش نواب فریدون میرزا طاب ثراه گویدای فال سعید و بخت مقبلقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گویدای رخش رهنورد من ای مرغ تیزبالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۲ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله گویدبیا و ساغر می کن ز باده مالامالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۳ - در ستایش پادشاه ماضی محمد شاه غازی طاب الله ثراهخسروا ای کت ایزد متعالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۴ - در ستایش ستر کبری و مخدرهٔ عظمی مهد علیا دامت شوکتهادر ششم روز جمادی نخست اول سالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۵ - در ستایش مرحوم میرزا تقی خان فرمایدرونده رخش من ای از نژاد باد شمالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح جناب حاجی آقاسیدیشب به شکل جام نمود از افق هلالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷ - تتمهٔ قصیدهای با خطاب مهر تو هر ذرهیی سپهرقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۸ - در مدح امیرالمومنین علی بن بیطالب صلواة لله علیهمبال اگرت فزاید زمانه مال و منالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۹ - در ستایش جناب حاجی آقاسی رحمه اللههر وجودی را به وهم اندر توان جستن همالقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظامالدولهآمد چه خلعت؟ از کجا؟ از دکه شاه عجمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۱ - در ستایش ولیعهد رضوانمهد، عباس شاه غازی طاب الله ثراه و وزیر بوزرجمهر تدبیر قایممقاماز تقویت رای دو سالار معظمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۲ - در ستایش ولیعهد رضوان مهد عباس شاه غازی طابالله ثراه گویدالحمد خدا راکه ولیعهد معظمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳ - در مدح صدر اعظمچو شد ز اختران دوش این سبز طارمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۴ - در ستایش مرزا ابوالقاسم قایممقام رحمهلله فرمایدشاعری امروز مر مراست مسلمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۵ - در ستایش پادشاه رضوان ارامگاه محمد شاه غازی طابالله ثراه گویدعید آمد و عیش آمد و شد روزه و شد غمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶ - در ستایش جناب جلالت مآب صدراعظم گویدای بت سیمین بناگوش ای به تن چون سیم خامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۷ - در ستایش از اهل پارس و ستایش بعضی از آنهاای رخش رهنورد من ای اسب تیزگامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۸ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا گویدبامدادان کآفتاب خاوری سر زد ز بامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۹ - مطلع ثانیحبذا زین جشن فرخ مرحبا زین عید عامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰ - در مطایبه فرمایدپگاه بام چو برشد غریو کوس از بامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱ - در ستایش جناب حاج میرزا آقاسی رحمه اللهبود مبارک هر عید خاصه عید صیامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۲ - مطلع ثانیبه گاه بام که خورشید چرخ آینه فامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۳ - در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازیپی نظاره فرّخ هلال عید صیامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۴ - در ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمهالله گویدپی نظارهٔ فرخ هلال عید صیامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب اللّه ثراه گویددر شهر ری امسال به هرسو که نهم گامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب ثراه گویدشب دوشین دو پاسی رفته از شامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ - در ستایش نواب ملک آرا حاکم مازندران گویدگشت دی آباد چون بغداد ویرانم ز شامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۸ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله سلطانهگویدمن ازین پس میخورم می گر حلالست ار حرامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۹ - در ستایش مرحوم میرزا تقی خان رحمهالله گویدهرآنچه هست مه و سال و هفته و ایامقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۰ - در ستایش شاهزاده فریدون میرزاایا غلام من امروز سخت پژمانمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۱ - مطلع ثانیمنم که از کف زربخش آفت کانمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲ - در ستایش رستم خان فرمایدمن آن نشاط کز این بزم دلستان بینمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳ - در ستایش عبدالله خان صدر فرمایدخیز ای غلام تا زین بر بادپا زنیمقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۴ - در مدحت جغتای خان بن ارغون میرزا میفرمایدآمد برم سحرگه آن ترک سیمتنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵ - در مدح امیرالامراء العظام شاهرخ خان قاجار میفرمایدانجمن پر انجمست از مهر چهر ماه منقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۶ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظامالدوله گویداندر جهان دو چیز از دل برد محنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷ - در مدح فریدون میرزاای به مشکین موی تو مسکین دلمکرده وطنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۸ - و له فیالمدیحهبارکالله بارکالله زان بت پیمانشکنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۹ - در ستایش شاهزاده اباقاآن میرزا ابن شجاع السلطنه می فرمایدتیغ را دانی به استحقاق کبوَد تیغزنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۰ - در منقبت هژبر سالب علی بن ابیطالب علیه السلام گویدچند خواهی پیرهن از بهر تنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱ - در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب الله ثراهدلی مباد گرفتار عشق چون دل منقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۲ - و له فی المدیحهدوش مرا تافت نور عقل به روزنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۳ - در تهنیت خبر بهبودی محمدشاه غازی به فارس و شادمانی حسینخان نظامالدوله فرمایدزآستان خواجهٔ اعظم چراغ انجمنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۴ - در مدح کامران میرزای مرحوم ابن فتحعلی شاه مغفور طابالله ثراه گویدز یک غمزه ربوده دل ز من آن ماه سیمینتنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۵ - در مدح محمدشاه مبرور و لشکر کشیدن به سمت هرات گویدسخنگزافه چه رانی ز خسروانکهنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶ - در مدح شاهزاهٔ آزاده هلاکوخان بن شجاع السلطنهمخسب ای صنم امشب بخواه بادهٔ روشنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۷ - در ستایش جناب جلالت مآب نظام المک فرمایدمگر شقیق عقیقست و کوه کان یمنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - و لی فیالمدیحهآن خال سیه بر لب جانپرور جانانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹ - در ستایش ولیعهد مغفور عباس شاه طابالله ثراه میفرمایدالحمدکه از تربیت مهر درخشانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ - در ستایش یکی از سرداران ولیعهد مبرور فرمایدامین داور و دارا معین ملت و ایمانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۱ - در ستایش شاهنشاه با داد و دین شاه ناصرالدین ادام الله اقباله و اقام اجلاله فرمایدای رخت خالق خورشید و لبت رازق جانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۲ - در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طابالله ثراه فرمایدای طرهٔ دلدار من ای افعی پیچانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳ - در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور انارلله برهانه میفرمایدبارهاگفتهام ای ری به تو این راز نهانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۴ - در مدح شاهزادهٔ آزاده هلاکوخانبن شجاع السلطنه میفرمایدبر یاد صبوحی به رسم مستانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۵ - در مدح شاهزادهٔ گردون و ساده فریدون میرزا فرمانفرمای فارس میفرمایدبه عزم پارس دل پارسایم از کرمانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۶ - در ستایش شاه مبرور محمدشاه غازی طابالله ثراه گویدبه عید قربان قربانکنند خلق جهانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۷ - در مدح خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه مغفور و شجاع السلطنه فرمایدپدری و پسری سایه و نور یزدانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۸ - و من افکار طبعه فیالمدیحهتاج دولت رکن دین غیث زمین غوث زمانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۹ - در مدح جناب حاجی و شاهنشاه مبرور محمد شاه غازیچو رای خواجه اگر پیر گشته است جهانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ - و له فی المدیحهخلق را چون آفرید از لطف خلاق جهانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۱ - در مدحت مرحوم مغفور حاج حسنخان شیرازی میفرمایددر دور دارای زمین در عهد خاقان زمانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۲ - در ستایش دو شاهزاده آزاده حسینعلی میرزای فرمانفرما و حسنعلی میرزا شجاع السلطنه گویددو خورشد جهانگیرند از یک آسان نابانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۳ - در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظامالدوله فرمایددوش اندر خواب دیدم بر قد سروی جوانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۴ - فیالمدیحه ایضاًدوش چون شد رشتهٔ پروین عیان از آسمانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۵ - در مدحت جناب حاج میرزا آقاسی رحمه الله میفرمایدز خلق خواجهٔ عالم ز رای مهتر دورانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۶ - در ستایش مرحوم مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طابالله ثراه میفرمایدساقی در این هوای سرد زمستانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۷ - و له فی المدیحةصبح برآمد به کوه مهر درخشانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۸ - در ستایش صدر اعظم در باب فتنهٔ باب گویدصدر اعظم شد چو بخت شهریار از نو جوانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۹ - بر سبیل تغزل و ترکیببند گویدگر خضر دهد آب بقایت به زمستانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۰ - در مدح دو شاهزادهٔ آزاده محمد قلی میرزا الملقب به ملکآرا و شجاع السلطنهٔ مغفور طاب الله ثرا هما فرمایدگشته در برجی دو نجم سعد گردون را قرانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱ - در مدح پسرهای شجاع السلطنه مغفور طاب الله ثراه فرمایدمرا در شش جهت از پنج تن خاطر بود شادانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۲ - در مدح شاهزاده آزاده شجاع السلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طابالله ثراه فرمایدنادرترین اشیا نیکوترین امکانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۳ - و له فی المدیحهنظام مملکت از خنجر بهادرخانقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۴ - در مدح هژبر سالب علیبن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه گویدرسمعاشق نیست با یکدل دو دلبر داشتنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۵ - در مدح حاج میرزا آقاسی طاب الله ثراه گویدعید دان چیست لب چون عید خندان داشتنقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۶ - در ستایش شاهزادهٔ آزاد شجاع السلطنه مرحوم حسنعلی میرزا طاب لله ثراه فرمایدآوخ آوخکه شد پسرعم منقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۷ - در مدح شجاع السلطنه حسنعلی میرزارود آمون گشت هامون ز اشک جیحونزای منقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۸ - در مدح شاهزادهٔ آزاده مؤیدالدوله طهماسب میرزا فرمایداز چه نگویم سپاس ایزد بیچونقصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۹ - در ستایش پادشاه خلد آشیان محمدشاه غازی طابالله ثراه فرمایدای ترک من ای عید تو چون روی تو میمونقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۰ - وله فی المدیحهمنجر چون تافت مهر ازکاخگردونقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۱ - در هزل و مطایبه گویدیازده ساله کودکی هست به کاخم اندرونقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۲ - در مدحت عمدهٔ الخوانین العظام شمس الدین خان افغان میفرمایدآفتاب زمانه شمسالدینقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۳ - در ستایش حاج میرزا آقاسی رحمهلله فرمایداز بوی بهار و فر فروردینقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۴ - در ستایش میرزا تقیخان امیرنظام گویدامسال گویی از اثر باد فرودینقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۵ - در ستایش صدراعظم دام اجلاله فرمایدبه راغ و باغ گذرکرد ابر فروردینقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۶ - فی المدیحهحبذا تشریف شاهشاه دریا آستینقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۷خوش بود خاصه فصل فروردینقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۸ - در ستایش محمدشاه غازی طاب الله ثراه فرمایددر ملک جم ز شوق شهنشاه راستینقصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۹ - و من نوادر طبعهدوش چو سلطان چرخ گشت به مغرب مکینقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۰ - وله ایضاًدوش که شاه اختران والی چرخ چارمینقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۱ - وله فی المدیحهعیدست و آن ابرو کمان دلدادگان را درکمینقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۲ - در مدح محمد شاه غازی انارالله برهانه گویدماه دو هفت سال من آن یار نازنینقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۳ - در مطایبه گویدماه من دارد ز سیم ساده یک خرمن سرینقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۴ - در مدح هلاکو خان بن شجاع السلطنه مرحوم فرمایدآن خال سیه از بر آن نرگس جادوقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۵ - در مدح پادشاه خلد آشیان محمدشاه مغفور طاب الله ثراه فرمایدالحمدکه آمد ز سفر موکب خسروقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۶ - در مدح نجفقلی میرزای والی پسر حسینعلی میرزای فرمانفرما فرمایدای ترک من ای مهر سپهرت شده هندوقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۷ - در ستایش شاهزاده مبرور فریدون میرزای فرمانفرما فرمایددوش چو بنهفت نوعروس ختن روقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۸ - در مدح شاهنشاه اسلامپناه ناصرالدین شاه خلد لله ملکه و اقباله گویدباز سرسبز شد زمین ز گیاهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۹ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه مغفور محمدشاه مبرور طاب ثراه فرمایددو چشم باز و دوگوشم فراز مانده به راهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۰ - در مدح شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب ثراه گویدروز آدینه شدم بر در خلوتگه شاهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۱ - در مدح صدراعظمدوش چونگشتجهان از سپهزنگ سیاهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۲ - در مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غازی طابالله ثراه گویدشد عید و مه روزه سفرکرد به اکراهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۳ - در ستایش جناب اشرف امجد صدراعظم دامظله و جناب جلالت مآب نظام الملک دام شوکته گویدصدراعظم آفتابست و نظامالملک ماهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۴ - در ستایش وزیر بی نظیر میرزا ابواقاسم قائم مقام فرمایدمگوگناه بود بر رخ نگار نگاهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۵ - ایضاً در مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه قاضی طاب ثراهشاها ز ساغر لب ساقی شراب خواهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۶ - در مدح معتمدالدوله منوچهرخان گویدماه من در جمع تا چون شمع چهر افروختهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۷ - در مدح شاهزاده ی مبرور شجاع السلطنه مغفور حسنعلی میرزا فرمایدعبدس و ساقی در قدح، صهبا ز مینا ریختهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۸ - و له فی المدیحهعیدست و جام زرنشان از میگرانبار آمدهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۹ - مطلع ثانیجشنی ز نوروز عجم کاراستش جمشید جمقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۰ - در ستایش پادشاه علیین جایگاه محمدشاه غازیای برده غمت تاب ز دل خواب ز دیدهقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۱ - در مدح شاهزاده حسنعلی میرزای شجاعالسلطنه فرمایدبناز ای طوس بر راز و ببال ای خاوران بر ریقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۲ - در مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب الله ثراه گویدسرو سیمین مرا از چوب خونین گشت پایقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۳ - در مدح شاهزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرمایدای دفتر گل از ورق حسن تو بابیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۴ - در نسبت ممکن و واجب و هژبر سالب علی بن ابیطالب علیه السلام گویدحمد بیحد را سزد ذاتیکه بی همتاستیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۵ - در توصیف زلف و تخلص بنام نامی مظهرالعجایب غالب کل غالب علیبن ابیطالب علیه السلام گویدتو ای نیلوفر بویا که خورشیدت دلیلستیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۶ - له من کلامهنهانی از نظر ای بینظیر از بس عیانستیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۷ - در مدح مقر بالخاقان معتمدالدوله منوچهرخان فرمایدماه من ماند به سر و ار سرو جولان داشتیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۸ - و له من کلامهتبارک ای نگار خلّخی ای ماه نوشادیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۹ - و له فی المدیحهگشودی زلف قیرآگین جهان را قیروانکردیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۰ - و له فی المدیحهآوخا کز کین چرخ چنبریقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۱ - در مدح جناب شریعتمدار حجةالاسلام آقا محمد مهدی کلباسی گویدای زلف یار من از بس معنبریقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۲ - در ستایش شاهزاده آزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرمایددوش درآمد از درم آن مه برج دلبریقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۳ - و له فی المدیحهعقرب جراره دارد ماه من بر مشتریقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۴ - در مدح امیرالامراء حسنخان نظامالدوله و تاریخ حفر قنوات سته در مملکت فارس گویدبه گیسو روی آن ترک تتاریقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۵ - و له فی المدیحهای زلف عزم سرکشی از روی یار داریقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۶ - در ستایش شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طابالله ثراه گویدای زلف یار چرا آشفته و دژمیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۷ - و له من کلامهترک کشتیگیر من میل شنا دارد همیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۸ - و له فی المدیحهاگر هرکس نماید میش را در عید قربانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۹ - در مدح امیرالامراء العظام حسینخان نظامالدوله فرمایدای ترک سیهچشم سراپا همه جانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۰ - در تزکیهٔ نفس ناسوتی و توجه به عالم لاهوتی و اشاره به مدح خامس آل عبا سیدالشهدا علیه السلامای دل چو تو حالی صفت خویش ندانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۱ - در ستایش امیر بی نظیر الله قلیخان ایلخانی قاجار فرمایدای روی تو فهرست شادمانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۲ - و لی فی المدیحهای مار سیاه جعد جانانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۳ - و له فی المدیحهبه تار زلف دوتا چون نظرکنی دانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - در مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غازی و جناب حاجی میرزا آقاسی گویدبود این نکته در حکمت سرای غیب برهانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۵ - در مدح شاهزادهٔ آزاده هلاکوخان بن شجاع السلطنهٔ مرحوم فرمایدتعالیالله که شد معمار انصاف جهانبانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۶ - در ستایش جناب جلالت مآب میرزا کاظم نظام الملک دام مجده گویدچو دولت جمع گردد با جوانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۷ - در مدح اسدالله الغالب علیبن ابیطالب علیه السلام و ستایش محمد شاه مرحومسروش غیبمگوید بهگوش پنهانیقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طابالله ثراه گویددلکی هست مرا شیفته و هرجاییقصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۹ - در مدح هژبر سالب و شهاب الله الثاقب اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام گویدشبیگفتم خرد راکای مهگردون دانایی