گنج

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در ستایش شاهنشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ا‌لله ثراه فرماید

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: امبایدکرد۳۲ بیت
الا تدارک ماه صیام بایدکردخلاف عادت شرب مدام باید کرد
به مصلحت دو سه روزی نماز باید کردز می قعود و به تقوی قیام بایدکرد
ز بانگ زیر و بم مقریان بد آوازبه خویش عیش شبانگه حرام باید کرد
ز بهر حفظ سلامت جز این علاجی نیستکه ‌گوش هوش به وعظ امام باید کرد
امام را چو به منبر درآید از در وعظلقب خلیفه خیرالانام باید کرد
ز می کشان به صراحت‌ گریز باید جستبه زاهدان به ضرورت سلام بایدکرد
هزار مفسده خیزد ز ازدحام عوامبه زهد چارهٔ این ازدحام باید کرد
به نزد مفتی در هرکجا که بنشیندستاده دست به‌ کش احترام باید کرد
به هرچه‌گوید تسلیم صرف باید بودبه هرچه خواند تصدیق تام بایدکرد
خوش آمدی که به بهتر خواص کس نکندکنون ز بیم به‌ کمتر عوام باید کرد
چو چنگ و جام همه ننگ و نام داد به بادیکی ز نو طلب ننگ و نام بایدکرد
به بزم رندان‌گیسوی چنگ و بربط راشبی پریشان در سوگ جام باید کرد
ز فرط رندی ما آن غزال وحشی بودبه زهد و تقویش این ماه رام باید کرد
به شام عید نماید چو ماه نو ابرونظر نخست به ماهی تمام بایدکرد
بدان دو طرهٔ عاشق‌کشی‌که می‌دانیبسان حبل متین اعتصام باید کرد
طناب در گلوی شیخ شهر باید بستروانه‌اش بر قایم مقام باید کرد
به‌هوشیاری و مستی رهیست چون به خداازین دوکار ندانم‌کدام بایدکرد
ولی طببعت از آنجا که سرکشست و حرونز حکمتش به سر اندر لجام باید کرد
نه در طریقهٔ رندی حریص باید بودنه در صلاح و ورع اقتحام باید کرد
به‌خویش خوش نبود التزام هیچ عملبه جز مدیح ملک‌کالتزام بایدکرد
رضای خسرو عادل رضای بارخداستدرین مقدمه نیک اهتمام باید کرد
پس از نیایش‌گیهان خدا و نعت رسولستایش شه کیوان غلام باید کرد
خدیو راد محمد شه آفتاب ملوککه شکر نعت او بر دوام باید کرد
بلند پایه خدیوی‌که قصر جاهش راقیاس از آن سوی نور و ظلام باید کرد
ثنای حضرت او بر دوام باید گفتدعای دولت او صبح و شام بایدکرد
ز اشک ‌چشم حسودن محیط‌ باید ساختز دود مطبخ جودش غمام باید کرد
بقای دهر اگر رو به‌کوتهی آردز دور دولت او عمر وام باید کرد
وگر خدای بطی زمان دهد فرمانبه عهد شوکت او اختتام باید کرد
زبان تیغش چون آید از نیام برونز بیم تیغ زبان در نیام باید کرد
ز روزه تلخ شودکام لاجرم بر شاهبسیج معذرت از طبع خام باید کرد
گدای درگه شاهنشهست قاآنیچه شکرها که ازین احتشام باید کرد
تمام باد ز شه ‌کار ملک تا محشرحدیث را به همین جا تمام باید کرد