گنج

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صباغزل شمارهٔ ۲ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جداغزل شمارهٔ ۳این حادثه بین که زاد ما راغزل شمارهٔ ۴کشیدم رنج بسیاری دریغاغزل شمارهٔ ۵ندیدم در جهان کامی دریغاغزل شمارهٔ ۶سر به سر از لطف جانی ساقیاغزل شمارهٔ ۷ای ز فروغ رخت تافته صد آفتابغزل شمارهٔ ۸مست خراب یابد هر لحظه در خراباتغزل شمارهٔ ۹دیدی چو من خرابی افتاده در خراباتغزل شمارهٔ ۱۰به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداختغزل شمارهٔ ۱۱چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداختغزل شمارهٔ ۱۲عراقی بار دیگر توبه بشکستغزل شمارهٔ ۱۳ساقی قدحی شراب در دستغزل شمارهٔ ۱۴از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دستغزل شمارهٔ ۱۵دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راستغزل شمارهٔ ۱۶شوری ز شرابخانه برخاستغزل شمارهٔ ۱۷از میکده تا چه شور برخاست؟غزل شمارهٔ ۱۸باز مرا در غمت واقعه جانی استغزل شمارهٔ ۱۹ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاستغزل شمارهٔ ۲۰ناگه از میکده فغان برخاستغزل شمارهٔ ۲۱مهر مهر دلبری بر جان ماستغزل شمارهٔ ۲۲چنین که حال من زار در خرابات استغزل شمارهٔ ۲۳ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند استغزل شمارهٔ ۲۴جانا، نظری، که دل فگار استغزل شمارهٔ ۲۵دل، چو در دام عشق منظور استغزل شمارهٔ ۲۶ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟غزل شمارهٔ ۲۷در کوی خرابات، کسی را که نیاز استغزل شمارهٔ ۲۸طرهٔ یار پریشان چه خوش استغزل شمارهٔ ۲۹در سرم عشق تو سودایی خوش استغزل شمارهٔ ۳۰رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ استغزل شمارهٔ ۳۱شاد کن جان من، که غمگین استغزل شمارهٔ ۳۲مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوستغزل شمارهٔ ۳۳کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟غزل شمارهٔ ۳۴یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوستغزل شمارهٔ ۳۵جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیستغزل شمارهٔ ۳۶هر دلی کو به عشق مایل نیستغزل شمارهٔ ۳۷ساقی، ار جام می، دمادم نیستغزل شمارهٔ ۳۸عشق سیمرغ است، کو را دام نیستغزل شمارهٔ ۳۹دل، که دائم عشق می‌ورزید، رفتغزل شمارهٔ ۴۰آه، به یک‌بارگی یار کم ما گرفت!غزل شمارهٔ ۴۱باز هجر یار دامانم گرفتغزل شمارهٔ ۴۲مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولتغزل شمارهٔ ۴۳کی از تو جان غمگینی شود شاد؟غزل شمارهٔ ۴۴هر که را جام می به دست افتادغزل شمارهٔ ۴۵باز دل از در تو دور افتادغزل شمارهٔ ۴۶عشق شوری در نهاد ما نهادغزل شمارهٔ ۴۷عشق شوقی در نهاد ما نهادغزل شمارهٔ ۴۸بر من، ای دل، بند جان نتوان نهادغزل شمارهٔ ۴۹بی‌رخت جان در میان نتوان نهادغزل شمارهٔ ۵۰هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتدغزل شمارهٔ ۵۱بنمای به من رویت، یارات نمی‌افتدغزل شمارهٔ ۵۲با شمع روی خوبان پروانه‌ای چه سنجد؟غزل شمارهٔ ۵۳با عشق عقل‌فرسا دیوانه‌ای چه سنجد؟غزل شمارهٔ ۵۴با عشق قرار در نگنجدغزل شمارهٔ ۵۵با عشق تو ناز در نگنجدغزل شمارهٔ ۵۶جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجدغزل شمارهٔ ۵۷امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجدغزل شمارهٔ ۵۸امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجدغزل شمارهٔ ۵۹در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟غزل شمارهٔ ۶۰با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟غزل شمارهٔ ۶۱با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟غزل شمارهٔ ۶۲با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟غزل شمارهٔ ۶۳خرم تن آن کس که دل ریش نداردغزل شمارهٔ ۶۴بیا، کاین دل سر هجران نداردغزل شمارهٔ ۶۵دل، دولت خرمی نداردغزل شمارهٔ ۶۶راحت سر مردمی نداردغزل شمارهٔ ۶۷نگارا، بی‌تو برگ جان که دارد؟غزل شمارهٔ ۶۸نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟غزل شمارهٔ ۶۹تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذردغزل شمارهٔ ۷۰بیا بیا، که نسیم بهار می‌گذردغزل شمارهٔ ۷۱بیا، که عمر من خاکسار می‌گذردغزل شمارهٔ ۷۲پشت بر روزگار باید کردغزل شمارهٔ ۷۳یاد آن شیرین پسر خواهیم کردغزل شمارهٔ ۷۴می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کردغزل شمارهٔ ۷۵روی ننمود یار چتوان کردغزل شمارهٔ ۷۶روی ننمود یار چتوان کرد؟غزل شمارهٔ ۷۷من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟غزل شمارهٔ ۷۸از در یار گذر نتوان کردغزل شمارهٔ ۷۹بدین زبان صفت حسن یار نتوان کردغزل شمارهٔ ۸۰بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازدغزل شمارهٔ ۸۱چنین که غمزهٔ تو خون خلق می‌ریزدغزل شمارهٔ ۸۲اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزدغزل شمارهٔ ۸۳آن را که چو تو نگار باشدغزل شمارهٔ ۸۴تا بر قرار حسنی دل بی‌قرار باشدغزل شمارهٔ ۸۵دیدهٔ بختم، دریغا کور شدغزل شمارهٔ ۸۶من مست می عشقم هشیار نخواهم شدغزل شمارهٔ ۸۷گر نظر کردم به روی ماه‌رخساری چه شد؟غزل شمارهٔ ۸۸ناگه بت من مست به بازار برآمدغزل شمارهٔ ۸۹ناگه بت من مست به بازار برآمدغزل شمارهٔ ۹۰غلام حلقه به گوش تو زار باز آمدغزل شمارهٔ ۹۱بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمدغزل شمارهٔ ۹۲ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمدغزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براندغزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟غزل شمارهٔ ۹۷ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادندغزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردندغزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدندغزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارندغزل شمارهٔ ۱۰۱چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کندغزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کندغزل شمارهٔ ۱۰۳هر که او دعوی مستی می‌کندغزل شمارهٔ ۱۰۴به خرابات شدم دوش مرا بار نبودغزل شمارهٔ ۱۰۵هرکه در بند زلف یار بودغزل شمارهٔ ۱۰۶تا کی از ما یار ما پنهان بود؟غزل شمارهٔ ۱۰۷ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بودغزل شمارهٔ ۱۰۸وه! که کارم ز دست می‌برودغزل شمارهٔ ۱۰۹اندرین ره هر که او یکتا شودغزل شمارهٔ ۱۱۰نگارینی که با ما می‌نپایدغزل شمارهٔ ۱۱۱مرا، گرچه ز غم جان می‌برآیدغزل شمارهٔ ۱۱۲زان پیش که دل ز جان برآیدغزل شمارهٔ ۱۱۳آخر این تیره شب هجر به پایان آیدغزل شمارهٔ ۱۱۴صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آیدغزل شمارهٔ ۱۱۵صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می‌آیدغزل شمارهٔ ۱۱۶گهی درد تو درمان می‌نمایدغزل شمارهٔ ۱۱۷مرا درد تو درمان می‌نمایدغزل شمارهٔ ۱۱۸ای باد صبا، به کوی آن یارغزل شمارهٔ ۱۱۹دل در گره زلف تو بستیم دگر بارغزل شمارهٔ ۱۲۰دل در گره زلف تو بستیم دگربارغزل شمارهٔ ۱۲۱رخ سوی خرابات نهادیم دگربارغزل شمارهٔ ۱۲۲نظر ز حال من ناتوان دریغ مدارغزل شمارهٔ ۱۲۳غلام روی توام، ای غلام، باده بیارغزل شمارهٔ ۱۲۴مرا از هر چه می‌بینم رخ دلدار اولی‌ترغزل شمارهٔ ۱۲۵نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولی‌ترغزل شمارهٔ ۱۲۶سر به سر از لطف جانی ای پسرغزل شمارهٔ ۱۲۷آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟غزل شمارهٔ ۱۲۸ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیرغزل شمارهٔ ۱۲۹بر درت افتاده‌ام خوار و حقیرغزل شمارهٔ ۱۳۰به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیرغزل شمارهٔ ۱۳۱بی‌دلی را بی سبب آزرده گیرغزل شمارهٔ ۱۳۲ای مطرب درد، پرده بنوازغزل شمارهٔ ۱۳۳چون تو کردی حدیث عشق آغازغزل شمارهٔ ۱۳۴از غم عشقت جگر خون است بازغزل شمارهٔ ۱۳۵کار ما، بنگر، که خام افتاد بازغزل شمارهٔ ۱۳۶بی‌جمال تو، ای جهان افروزغزل شمارهٔ ۱۳۷ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیزغزل شمارهٔ ۱۳۸در بزم قلندران قلاشغزل شمارهٔ ۱۳۹تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشغزل شمارهٔ ۱۴۰بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگشغزل شمارهٔ ۱۴۱نرسد به هر زبانی سخن دهان تنگشغزل شمارهٔ ۱۴۲صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانشغزل شمارهٔ ۱۴۳کردم گذری به میکده دوشغزل شمارهٔ ۱۴۴باز غم بگرفت دامانم، دریغغزل شمارهٔ ۱۴۵حبذا عشق و حبذا عشاقغزل شمارهٔ ۱۴۶بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاکغزل شمارهٔ ۱۴۷بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاکغزل شمارهٔ ۱۴۸دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاکغزل شمارهٔ ۱۴۹گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاکغزل شمارهٔ ۱۵۰تنگ آمدم از وجود خود، تنگغزل شمارهٔ ۱۵۱در جام جهان نمای اولغزل شمارهٔ ۱۵۲ای دیده، بدار ماتم دلغزل شمارهٔ ۱۵۳مبند ای دل، بجز در یار خود دلغزل شمارهٔ ۱۵۴خوشتر از خلد برین آراستند ایوان دلغزل شمارهٔ ۱۵۵أکُئوس تلالات بمدامغزل شمارهٔ ۱۵۶از دل و جان عاشق زار توامغزل شمارهٔ ۱۵۷باز در دام بلا افتاده‌امغزل شمارهٔ ۱۵۸ایندم منم که بیدل و بی‌یار مانده‌امغزل شمارهٔ ۱۵۹یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌امغزل شمارهٔ ۱۶۰ساقی، چو نمی‌دهی شرابمغزل شمارهٔ ۱۶۱دل گم شد، ازو نشان نیابمغزل شمارهٔ ۱۶۲دل گم شد، ازو نشان نمی‌یابمغزل شمارهٔ ۱۶۳هیهات! کزین دیار رفتمغزل شمارهٔ ۱۶۴کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتمغزل شمارهٔ ۱۶۵من باز ره خانهٔ خمار گرفتمغزل شمارهٔ ۱۶۶من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟غزل شمارهٔ ۱۶۷اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندمغزل شمارهٔ ۱۶۸در ملک لایزالی دیدم من آنچه دیدمغزل شمارهٔ ۱۶۹در حسن رخ خوبان پیدا همه او دیدمغزل شمارهٔ ۱۷۰آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟غزل شمارهٔ ۱۷۱تا کی از دست تو خونابه خورم؟غزل شمارهٔ ۱۷۲چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟غزل شمارهٔ ۱۷۳چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟غزل شمارهٔ ۱۷۴بر من نظری کن، که منت عاشق زارمغزل شمارهٔ ۱۷۵نگارا، بی‌تو برگ جان ندارمغزل شمارهٔ ۱۷۶هر زمان جوری ز خوبان می‌کشمغزل شمارهٔ ۱۷۷ای راحت روانم، دور از تو ناتوانمغزل شمارهٔ ۱۷۸جانا، نظری که ناتوانمغزل شمارهٔ ۱۷۹کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانمغزل شمارهٔ ۱۸۰دلی یا دلبری؟ یا جان و یا جانان؟ نمی‌دانمغزل شمارهٔ ۱۸۱با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟غزل شمارهٔ ۱۸۲شاید که به درگاه تو عمری بنشینمغزل شمارهٔ ۱۸۳شود میسر و گویی که در جهان بینم؟غزل شمارهٔ ۱۸۴نیست کاری به آنم و اینمغزل شمارهٔ ۱۸۵مرا جز عشق تو جانی نمی‌بینم نمی‌بینمغزل شمارهٔ ۱۸۶بر در یار من سحر مست و خراب می‌رومغزل شمارهٔ ۱۸۷من آن قلاش و رند بی‌نوایمغزل شمارهٔ ۱۸۸ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیمغزل شمارهٔ ۱۸۹ما دگرباره توبه بشکستیمغزل شمارهٔ ۱۹۰افسوس! که باز از در تو دور بماندیمغزل شمارهٔ ۱۹۱گرچه ز جهان جوی نداریمغزل شمارهٔ ۱۹۲ما، کانده تو نیاز داریمغزل شمارهٔ ۱۹۳من که هر لحظه زار می‌گریمغزل شمارهٔ ۱۹۴گر ز شمعت چراغی افروزیمغزل شمارهٔ ۱۹۵گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیمغزل شمارهٔ ۱۹۶ناخورده شراب می‌خروشیمغزل شمارهٔ ۱۹۷ناخورده شراب می‌خروشیمغزل شمارهٔ ۱۹۸خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیمغزل شمارهٔ ۱۹۹خیز، تا قصد کوی یار کنیمغزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییمغزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییمغزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییمغزل شمارهٔ ۲۰۷بگذر ای غافل ز یاد این و آنغزل شمارهٔ ۲۰۸مبتلای هجر یارم، الغیاث ای دوستانغزل شمارهٔ ۲۰۹مقصود دل عاشق شیدا همه او دانغزل شمارهٔ ۲۱۰در کف جور تو افتادم، تو دانغزل شمارهٔ ۲۱۱رفت کار دل ز دست، اکنون تو دانغزل شمارهٔ ۲۱۲ماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشانغزل شمارهٔ ۲۱۳ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوانغزل شمارهٔ ۲۱۴نگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوانغزل شمارهٔ ۲۱۵عاشقی دانی چه باشد؟ بی‌دل و جان زیستنغزل شمارهٔ ۲۱۶سهل گفتی به ترک جان گفتنغزل شمارهٔ ۲۱۷تا توانی هیچ درمانم مکنغزل شمارهٔ ۲۱۸ماهرویا، رخ ز من پنهان مکنغزل شمارهٔ ۲۱۹بی‌رخت جانا، دلم غمگین مکنغزل شمارهٔ ۲۲۰ای یار، بیا و یاریی کنغزل شمارهٔ ۲۲۱ای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال منغزل شمارهٔ ۲۲۲چه کنم که دل نسازم هدف خدنگ او من؟غزل شمارهٔ ۲۲۳بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهٔ خونغزل شمارهٔ ۲۲۴چو دل ز دایرهٔ عقل بی تو شد بیرونغزل شمارهٔ ۲۲۵ای حسن تو بی‌پایان، آخر چه جمال است این؟غزل شمارهٔ ۲۲۶ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال توغزل شمارهٔ ۲۲۷ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ لقای توغزل شمارهٔ ۲۲۸ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی توغزل شمارهٔ ۲۲۹ای همه میل دل من سوی توغزل شمارهٔ ۲۳۰ترک من، ای من غلام روی توغزل شمارهٔ ۲۳۱آن مونس غمگسار جان کو؟غزل شمارهٔ ۲۳۲ساقی، قدحی می مغان کو؟غزل شمارهٔ ۲۳۳مانا دمید بوی گلستان صبح گاهغزل شمارهٔ ۲۳۴ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداختهغزل شمارهٔ ۲۳۵ای راحت روح هر شکستهغزل شمارهٔ ۲۳۶ای در میان جانم گنجی نهان نهادهغزل شمارهٔ ۲۳۷ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شدهغزل شمارهٔ ۲۳۸در صومعه نگنجد، رند شرابخانهغزل شمارهٔ ۲۳۹در صومعه نگنجد رند شرابخانهغزل شمارهٔ ۲۴۰بازم از غصه جگر خون کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۱تا تو در حسن و جمال افزوده‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۲تا زخوبی دل ز من بربوده‌ایغزل شمارهٔ ۲۴۳ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشایغزل شمارهٔ ۲۴۴در کار من درهم آخر نظری فرمایغزل شمارهٔ ۲۴۵ای دوست الغیاث! که جانم بسوختیغزل شمارهٔ ۲۴۶نگارا، گرچه از ما برشکستیغزل شمارهٔ ۲۴۷ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟غزل شمارهٔ ۲۴۸پیش ازینم خوشترک می‌داشتیغزل شمارهٔ ۲۴۹ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتیغزل شمارهٔ ۲۵۰ای عشق، کجا به من فتادی؟غزل شمارهٔ ۲۵۱چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟غزل شمارهٔ ۲۵۲جانا، نظری به ما نکردیغزل شمارهٔ ۲۵۳چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟غزل شمارهٔ ۲۵۴چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟غزل شمارهٔ ۲۵۵آمد به درت امیدواریغزل شمارهٔ ۲۵۶ای دل، بنشین چو سوکواریغزل شمارهٔ ۲۵۷تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟غزل شمارهٔ ۲۵۸نگارا، کی بود کامیدواریغزل شمارهٔ ۲۵۹نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟غزل شمارهٔ ۲۶۰نمی‌دانم چه بد کردم، که نیکم زار می‌داری؟غزل شمارهٔ ۲۶۱چه خوش باشد دلا کز عشق یار مهربان میریغزل شمارهٔ ۲۶۲چو برقع از رخ زیبای خود براندازیغزل شمارهٔ ۲۶۳از کرم در من بیچاره نظر کن نفسیغزل شمارهٔ ۲۶۴نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیغزل شمارهٔ ۲۶۵خوشا دردی که درمانش تو باشیغزل شمارهٔ ۲۶۶چه خوش باشد! که دلدارم تو باشیغزل شمارهٔ ۲۶۷الا قم، واغتنم یوم التلاقیغزل شمارهٔ ۲۶۸اندوهگنی چرا؟ عراقیغزل شمارهٔ ۲۶۹فمالی لم اطا سبع الطباقیغزل شمارهٔ ۲۷۰لقد فاح الربیع و دار ساقیغزل شمارهٔ ۲۷۱آن جام طرب فزای ساقیغزل شمارهٔ ۲۷۲جانا، ز منت ملال تا کی؟غزل شمارهٔ ۲۷۳دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکیغزل شمارهٔ ۲۷۴از غم دلدار زارم، مرگ به زین زندگیغزل شمارهٔ ۲۷۵الا، قد طال عهدی بالوصالغزل شمارهٔ ۲۷۶گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمیغزل شمارهٔ ۲۷۷در جهان گر نه یار داشتمیغزل شمارهٔ ۲۷۸گرنه سودای یار داشتمیغزل شمارهٔ ۲۷۹ای که از لطف سراسر جانیغزل شمارهٔ ۲۸۰ترسا بچه‌ای، شنگی، شوخی، شکرستانیغزل شمارهٔ ۲۸۱چنانم از هوس لعل شکرستانیغزل شمارهٔ ۲۸۲سر عشقت کس تواند گفت؟ نیغزل شمارهٔ ۲۸۳کی بود کین درد را درمان کنی؟غزل شمارهٔ ۲۸۴نگویی باز: کای غم خوار چونی؟غزل شمارهٔ ۲۸۵بیا، تا بیدلان را زار بینیغزل شمارهٔ ۲۸۶ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟غزل شمارهٔ ۲۸۷ای ربوده دلم به رعناییغزل شمارهٔ ۲۸۸بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟غزل شمارهٔ ۲۸۹بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهاییغزل شمارهٔ ۲۹۰پسرا، ره قلندر سزد ار به من نماییغزل شمارهٔ ۲۹۱چه بود گر نقاب بگشایی؟غزل شمارهٔ ۲۹۲در کوی تو لولیی، گداییغزل شمارهٔ ۲۹۳دلی دارم، چه دل؟ محنت سراییغزل شمارهٔ ۲۹۴ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟غزل شمارهٔ ۲۹۵ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییغزل شمارهٔ ۲۹۶زهی! جمال تو رشک بتان یغماییغزل شمارهٔ ۲۹۷سحرگه بر در راحت سراییغزل شمارهٔ ۲۹۸کشید کار ز تنهاییم به شیداییغزل شمارهٔ ۲۹۹همی گردم به گرد هر سراییغزل شمارهٔ ۳۰۰شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟غزل شمارهٔ ۳۰۱نیم بی‌تو دمی بی‌غم، کجایی؟غزل شمارهٔ ۳۰۲درین ره گر بترک خود بگوییغزل شمارهٔ ۳۰۳درین ره گر به ترک خود بگوییغزل شمارهٔ ۳۰۴گر از زلف پریشانت صبا بر هم زند موییغزل شمارهٔ ۳۰۵نه از تو به من رسید بویی