گنج

غزل شمارهٔ ۵۴

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اردرنگنجد۹ بیت
با عشق قرار در نگنجدجز نالهٔ زار در نگنجد
با درد تو دردسر نباشدبا باده خمار در نگنجد
من با تو سزد که در نگنجمبا دیده غبار در نگنجد
در دل نکنی مقام یعنیبا قلب عیار در نگنجد
در دیده خیال تو نیایدبا آب نگار در نگنجد
بوسی ندهی به طنز و گویی:با بوسه کنار در نگنجد
با چشم تو شاید ار ببینمبا جام خمار در نگنجد
آنجا که منم تو هم نگنجیبا لیل نهار در نگنجد
شد عار همه جهان عراقیبا فخر تو عار در نگنجد