گنج

غزل شمارهٔ ۱۷

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: است۹ بیت
از میکده تا چه شور برخاست؟کاندر همه شهر شور و غوغاست
باری، به نظاره‌ای برون آیکان روی تو از در تماشاست
پنهان چه شوی؟ که عکس رویتدر جام جهان نمای پیداست
گل گر ز رخ تو رنگ ناوردرنگ رخش آخر از چه زیباست؟
ور نه به جمال تو نظر کردچشم خوش نرگس از چه بیناست؟
ور سرو نه قامت تو دیده استاو را کشش از چه سوی بالاست
تا یافت بنفشه بوی زلفتما را همه میل سوی صحراست
ما را چه ز باغ لاله و گل؟از جام، غرض می مصفاست
جز حسن و جمال تو نبینداز گلشن و لاله هر که بیناست