غزل شمارهٔ ۱۶۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اافتادم۷ بیت
من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟
چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟
جرمم این دان که ز جان دوستترت میدارماز پی دوستی تو به بلا افتادم
حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگرمن بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟
پایمردی کن و از روی کرم دستم گیرکه بشد کار من از دست و ز پا افتادم
تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟
چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم