غزل شمارهٔ ۱۲۰
دل در گره زلف تو بستیم دگرباردر دام سر زلف تو شستیم دگربار
از نرگس مخمور تو مخمور بماندیموز جام می لعل تو مستیم دگربار
از بادهٔ عشق تو یکی جرعه چشیدیمصد توبه به یک جرعه شکستیم دگربار
ما قبلهٔ خود روی چو خورشید تو کردیمهیهات! که خورشید پرستیم دگربار
دل در گره زلف تو بستیم و برآنیمجویای سر زلف چو شستیم دگربار
کان جان که نسیم سر زلف تو به ما دادهم با سر زلف تو فرستیم دگربار
از پیشگه وصل چو برخاست عراقیبا تو دمکی خوش بنشستیم دگربار